تبليغاتX
کانون صنفی فرهنگیان خراسان

کانون صنفی فرهنگیان خراسان

کانون صنفی فرهنگیان خراسان

امروز۱/۲/۸۶ در روزنامه قدس مطلبی انتشار یافته

مريم زنگنه خبرنگار قدس

طرح افزايش پلكاني حقوق فرهنگيان كه وزير آموزش و پرورش از تصويب مقدمات آن در مجلس خبرداد، همچنان در هاله اي از ابهام است.

محمود فرشيدي در حاشيه آيين نواختن زنگ هسته اي با بيان اينكه رويكرد خاص دولت به آموزش و پرورش دليلي برحل مشكلات اين بخش در كوتاه مدت نيست، گفت: مقدمات طرح بحث افزايش حقوق كارمندان دولت به صورت پلكاني در جلسه علني مجلس تقريباً تصويب شد كه با اجراي آن شاهد افزايش دريافتيهاي افراد داراي حقوق كمتر و تعديل ضريب حقوقي افراد داراي حقوقهاي بالا خواهيم بود.
وي در مورد رسيدگي به مشكلات فرهنگيان گفت: حجم بودجه اي كه سال گذشته به رفع مشكلات فرهنگيان اختصاص يافت، بي نظير بود. بودجه چهار هزار ميليارد توماني سال 84 با 50 درصد افزايش به 6هزار و 100ميليارد تومان در سال 85 رسيد.
وزير آموزش و پرورش افزايش شأن و منزلت معلمان را يكي از اولويتهاي اين وزارتخانه اعلام و تأكيد كرد: در اين زمينه بايد اقدامات جدي انجام شود، اما هنوز چند روز از اعلام اين خبر نگذشته بود كه صداي اعتراض فرهنگيان د رچند شهر كشور درخصوص مسايل مختلف از جمله مشكلات معيشتي به گوش رسيد. روزنامه هاي زيادي اين گفته وزير را كه مقدمات افزايش پلكاني حقوق معلمان به تصويب رسيد، در صفحه نخست خود بازتاب دادند اما هيچ يك، از جزئيات اين طرح سخني نگفتند؛ زيرا آقاي وزير هيچ صحبتي درخصوص چگونگي اجراي اين طرح به ميان نياورد.
در همين راستا خبرنگارقدس مأموريت يافت كه جزئيات اين طرح را از زبان معاونان وزير و يا مديران كل وزارتخانه بشنود و آن را به اطلاع همكاران برساند.
پس از تماسهاي مكرر خبرنگار ما با دفتر يكي از مشاوران آقاي وزير سرانجام آقاي براتيان، مشاور آقاي فرشيدي به مسؤول دفتر خود گفت: «به خبرنگارقدس بگوييد مصاحبه نمي كنم"
طبق معمول براحتي كلمه «نه» را گفتند و خود را از شر خبرنگاران رها كردند. اما وزير محترم و مشاورانشان درحالي از شأن و گراميداشت مقام معلم حرف مي زنند كه در آستانه روز معلم هستيم و خود نيز مي دانند گراميداشت شأن معلم چيزي نيست كه بشود آن را در قالب واژه ها خلاصه كرد و ديگر هيچ اقدامي براي آن انجام نداد. نمي شود از انجام اقدامات مختلف براي حل مشكلات معيشتي سخن گفت، اما در برابر پرسش خبرنگاران و افكار عمومي درخصوص چگونگي اين اقدامات از زيربار پاسخگويي شانه خالي كرد. اما خبرنگاران معمولاً با شنيدن «نه» عقب نشيني نمي كنند و براي گرفتن اطلاعات از مسيرهاي ديگري عبور مي كنند. درخصوص طرح افزايش پلكاني حقوق معلمان، رستمي نماينده مجلس در كمال تعجب مي پرسد چه كسي چنين چيزي را تصويب كرده است؟
وي از وجود چنين طرحي و تصويب مقدمات آن اظهار بي اطلاعي مي كند و مي گويد: بايد از خود وزير بپرسيد كه چه گفته است!
دكتر علي سرافراز يزدي، عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس نيز چنين مي گويد: درخصوص افزايش پلكاني حقوق معلمان هيچ چيزي تصويب نشده است و فقط درباره معلمان و بحثهاي بودجه اي اين وزارتخانه در كميسيون بحث مي شود، اما هنوز هيچ چيزي به تصويب نهايي نرسيده است.
وي درخصوص مباحث جلسات كميسيون مي گويد: در اين جلسات آقاي وزير و معاونانشان و نماينده اي از سازمان مديريت و برنامه ريزي حضور داشتند و تمام بحث برسر اين بود كه چرا آموزش و پرورش تا اين حد مشكل دارد و بايد چكار كرد؟
وي خاطرنشان كرد: بين سازمان مديريت و برنامه ريزي و آموزش و پرورش از نظر پرداختها اختلافهايي وجود داشت و هماهنگي بين آنها از نظر آمار و ارقام نبود، به همين دليل مجلس كميته اي متشكل از يك نماينده از آموزش و پرورش، يك نماينده از سازمان مديريت و يك نماينده از كميسيون آموزش و تحقيقات و يك نماينده از مركز پژوهشهاي مجلس تشكيل داد و آنها سه روز فرصت داشتند تا اين ناهماهنگيها را پيدا و اصلاح كنند و سرانجام به اين جمع بندي رسيديم كه آموزش و پرورش يك مديريت قوي بر منابع را نياز دارد، زيرا بعضي جاها در پرداختي ها بين معلمان و ساير كاركنان اختلافهايي ديده مي شود.
وي افزود: مسلم است كه آموزش و پرورش از نظر نيرو و ساير مسايل مختلف بودجه زيادي مي طلبد، اما اين بودجه زياد يك مدير مي خواهد كه اين منابع را درست هدايت كند، ما در مجلس برآورد كرده ايم به ازاي هر دانش آموزنيم ميليون تومان بر آموزش و پرورش اعتبار مي دهيم. اين رقم جداي از اعتبارات عمراني و بودجه هاي ساختماني است كه اگر آن را محاسبه كنيم، رقم خيلي بيشتر از آن مي شود و وقتي اين سرانه را با سرانه يك غيرانتفاعي مقايسه مي كنيم، مي بينيم رقم خيلي زياد است و اين براي مجلس قانع كننده نيست كه اين تعداد سرانه مي دهيم، بازهم مشكلات جدي وجود دارد، پس نتيجه مي گيريم آموزش و پرورش مشكل بودجه ندارد، بلكه مشكل مديريت منابع دارد و بايد بتواند منابع را درست مديريت كند تا مشكلاتش حل شود.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:46  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

پسرم ، دخترم
- به تو ‹‹ آ ›› آموختم تا به روشني و رواني ‹‹ آب ›› روحت هميشه تابان باشد .
- و ‹‹ آ ›› آموختم تا ‹‹ آزادي ›› را بخواهي و به هيچ قيمت مفروشيش .
- و ‹‹ب ›› آموختم كه بگويمت فقط ‹‹ بندة ›› خدايي نه ‹‹ بردة ›› هيچ كس ديگر.
- به تو ‹‹ پ ›› آموختم كه ‹‹ پويا ›› باشي همة عمر و دمي از كاوش و اندوختن دانش درنماني .
- به تو ‹‹ د ›› آموختم تا ‹‹ دانا ›› شوي و در جهل نماني كه همة پريشانيها از جهالت است .
- به تو ‹‹ ر ›› آموختم كه از ‹‹ ريا ›› و رياكاري پرهيز نمايي صداقت و صفا را سرلوحة زندگيت قرار دهي .
- به تو ‹‹ ا ›› آموختم تا ‹‹ اسلام›› را نور بداني و با آن از تاريكيها بدر آيي و بسوي خورشيد روانه گردي .
- به تو ‹‹ ك ›› آموختم تا ‹‹ كار و كوشش ›› را بشناسي و همة عمر بوسيلة تلاش بازو و فكر روزگار را بگذراني .
- به تو ‹‹ م ›› آموختم تا ‹‹مهر و محبت ›› را در دلت جاي دهي .
- به تو ‹‹ و ›› آموختم تا بياموزي اين زيباترين كلمات يعني ‹‹ وطن ›› را .
- به تو ‹‹ اي ›› آموختم تا ‹‹ ايران ›› را خانة خود و با ارزشترين مكان در زمين بداني .
‹‹ و تو با الفباي آموختة پراكنده ، از من جدا مي شوي و بر من مجهول است كه از تركيب اين صداها چه كلمهاي مي سازي و از آن در كجا استفاده مي كني .››
-حال ميبينم كه با ‹‹ آ ›› ، «آتش» مي افروزي نه «آزادي و آزادگي» !
-حال ميبينم كه با ‹‹ ب ›› ، « بدي ها » را مي سازي و « باتومي» مي سازي كه بر سر معلمت فرود مي آوري نه « بندگي خدا » را !
-حال ميبينم كه با ‹‹ س ›› سلاح مي سازي نه « سلامتي».
-حال ميبينم كه با ‹‹ ش ›› ، « شوري و شرنگ » مي سازي، نه « شيريني و شربت » در كام خلق!
-حال ميبينم كه با ‹‹ ع ›› همه را « عبد خويش » ميخواهي نه «عبدالله» ؟
-حال ميبينم كه با ‹‹ م›› ، « مكر وحيله » ميسازي نه « مهرورزي » .
بر سر آن دوراهي انتخاب و وادي سردرگمي به اين روزها بينديش واز هوش و توانت ياري بجو .
«شايد رمز رفتارم و پيام خاموشم از پس عشق و ايمان آشكارم تو را راهگشا باشد »
والسلام عليكم و رحمةا…
موفق و پيروز باشيد .
 
+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:42  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

 

نویسنده : شهید بیدار

سلام بر شما فرهنگيان عزيز كه نماد واقعي مظلوميت در دوره اي بشمار مي رويد كه بيشترين شعارها را در مورد عدالت شاهديم  و معلم نيز اين مهر را چشيدو شب عيد را در زندان دور از خانواده گذراندند
لقب هاي زيادي به ما داده اند ازجمله «دلاور » در  زمان جنگ ، « قانع » در زمان سازندگي، « نجيب » در زمان گفتگوي تمدنها ، و حالا نمي دانيم كه كدامين لقب را برايمان تراشيده اند شايد صبور
و اما عدالت : به نحو احسن برقرار است چون هيچ معلمي را نمي توان يافت كه آسوده خاطر باشد و فكر معيشت و گذران زندگي او را از پاي نينداخته باشد ،هيچ معلمي نيست كه شرمنده ي زن و بچه و پدر و مادر و ..... نباشد ، فرزند معلمي را پيدا نمي كني در ايام تعطيل كه همه به مسافرت هاي آنچناني جزاير و كشور هاي دور نزديك مي روند رفته باشد و غم از چشمانش نبارد ، و دردهاي زياد ديگري كه اظهرمن الشمس است. آري عدالت است كه همه ي «فقط معلمان» به السويّه  در دردها مشتركند.
يك نكته ي جالب نيز جديداً بروز كرده : قبلاً يك سازمان شبيه آموزش پرورش وجود داشت كه در دريافتها و مشكلات مالي با معلم هماهنگ بود «علوم پزشكي» كه شكر حق آنها نيز از ما جدا شدند چون يك دفعه در روزهاي پاياني سال كمك هزينه ي مسكن 360 هزار توماني را يكجا در يافت كردند و از فروردين نيز قرار است ماهانه 50-60 هزار تومان دريافت كنند و بدين سان هماهنگي بين اين دو قشر محروم نيز تبديل به يك ناهماهنگي گرديد . پس فقط معلم است كه بايد صبر كند و ديگران صبر ندارند .معلم به قول آقايان مصرف كننده است و ديگران توليد كننده ،سواد آقايان را در جاهاي ديگري بجز مدرسه توليد كرده اند كه نمي توانند خط معلم را خوانده و درد او را بفهمند.
ما يعني من و تو اي معلم : تا به كي بايد دم نزنيم ؟ زمان سكوت گذشته بايد كاري كرد كارستان ، هماهنگ و يكدست . بالاتر از سياهي رنگي نيست.
                                           به اميد برقراري عدالت واقعي يعني عدالتي كه مولايمان علي«ع» از آن سخن مي راند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 23:49  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

 

به باغانی بگو جانا؛که زندان جای مردان است

چوپیش آید جدایی هم,هدف را بین که درمان است

نگه کن اکبری ,ایدل حمید پور وثوقت را

ببین یکدم رضایی را که رفتارش چو شیران است

به حال منتجب بنگر ؛که زندانی بود اما

چو بیند باقری همره,دگر شادان و خندان است.

سپید ار روی ما باشد,زمردان چو فلاحیست

که آموزش کنون ،مدیون این آزاده گردان است.

سروده ی ایرج جوادی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 23:41  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 23:22  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

همراه شو عزيز

تنها نمان به درد

كين درد مشترك

هرگز جدا جدا

درمان نمي شود.

بسمه تعالی

با تشکر از همه فرهنگیان فرهیخته و حق طلب استان خراسان امید که همکاران عدالت خواه با انرژی هر چه بیشتر و پرتوان تر از قبل در کلاسهای درس حضور یافته و منتظر اقدام مثبت مسولین نسبت به خواسته های به حق خود باشیم ودر صورت عدم پاسخ مثبت مسولین به خواسته های فرهنگیان بار دیگر در ۹ اردیبهشت ماه با نشست در دفتر مدارس و۱۲ اردیبهشت در شهرستانها با حضوردر ادارات ودر مشهد مقدس با حضور در سازمان

بیانیه ی پایانی جلسه ی  تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور

1386فروردین 10   تهران-   را به طور کامل اجرا خواهیم نمود

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 22:23  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

يادمعلمان دستگيرشده

سلام خدا بر معلمان بازداشتي

منتجبي

فلاحي

باغاني

اكبري

پوروثوق

باقري

رضايي

قديمي

زارعي

رفاهيت

وديگر دلاوران دربند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 15:55  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 15:47  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

نویسنده: رضا فرهنگي
سه شنبه 28 فروردين1386 ساعت: 13:25
نامه جمعي از فرهنگيان مشهد در پايان تحصن دو روزه 26 و 27 خواهشمند است روي وبلاگتون قرار بدين.
با عرض سلام، با توجه به خواسته هاي بحقي كه به صورت مكرر از سوي همكاران فرهنگي در طي سالهاي متمادي و از طريق كانالهاي مختلف پيگيري شده و متاسفانه تاكنون نتيجه‌اي نداشته ، لذا بدينوسيله بار ديگر مشكلات و خواسته هاي صنفي خود را مكتوب مي‌كنيم و انتظار اقدام عاجل در رفع آن داريم. در صورت عدم توجه به اين خواسته ها حق خود مي‌دانيم كه به طرق مختلف اعتراض خود را به گوش جامعه و مسئولين برسانيم .
1- ما از همكاران ايثارگر خود در انجمن‌ها و كانون‌هاي صنفي معلمان در سراسر كشور كه خواسته هاي ما را پيگيري مي‌كنند حمايت كرده و خواستار تحقق بخشيدن به خواسته آنان هستيم.
2- ما به هيچ عنوان بي‌احترامي به همكاران خود را جايز نمي‌دانيم و معتقديم كه ايجاد رعب و وحشت و هتك حرمتِ همكاران فرهنگي هرگز مشكلي از نظام حل نخواهد كرد، بلكه بر مشكلات آموزشي و فرهنگي جامعه خواهد افزود .
3- ما هتك حرمت، بي احترامي و برخوردهاي ناشايستي كه در اين مدت در حق همكاران خود، در تهران، همدان، كرمانشاه و ... به وجود آمده را محكوم كرده و يادآور مي‌شويم چنانچه اين روال ادامه داشته باشد، مسئولين بايد منتظر عواقب ناخوشايندتري در آموزش و پرورش و جامعه باشند .

نویسنده: رضا فرهنگي
سه شنبه 28 فروردين1386 ساعت: 13:25
ادامه نامه


4- تمام خواسته‌هاي ما صنفي است. وضعيت معيشتي جامعه فرهنگيان اسف بار است، براي ما روشن و واضح است كه مسئولين از تمام مشكلات و نارسايي هاي مربوط به فرهنگيان مطلع هستند ولي جاي سؤال است كه چرا هيچ اقدامي براي حل اين مشكلات انجام نمي‌شود. چرا ما فرهنگيان براي رسيدن به حقوق حقه‌ي خود هميشه بايد فرياد بزنيم تا اين حقوق كه از قبل تعيين و مصوب شده است پرداخت گردد. مگر غير از اين است كه همه اين حق كشي ها نوعي ظلم به جامعه بزرگ فرهنگيان است و نوعي فريبكاري است. آيا شأن و منزلت معلم در جامعه اي كه گويا فرهنگ زير بناي آن است اين است كه براي تامين معاش خود در آژانس، بنگاه و .... كار كند؟ فرزندان ما فرهنگيان مدارس غير انتفاعي، ماشين هاي آنچناني، خانه هاي چندين ميليوني، خوراك هاي جور وا جور، ميوه هاي خارجي، لباسهاي آنچناني و ..... نمي‌خواهند ؟ حداقل خواسته ما امنيت حقوقي و معيشتي است. آيا اين جرم است ؟ آيا اين جرم است كه بخواهيم چنان به ما حقوق بدهيد كه محتاج نامردمان نشويم و بتوانيم با خيال آسوده در كلاس به بالندگي نونهالان و جوانان اين مرز و بوم بپردازيم ؟
خواسته ما روشن و واضح است افزايش حقوق و دستمزدمان، اگر اين خواسته در نظام هماهنگ پرداخت ها مستتر است اجراي سريع نظام هماهنگ را مجدانه خواستاريم.
و اما درمورد سبدكالا رايگاني كه اخيراٌ توزيع شده، آيا اين سبد كالا در شأن و منزلت جامعه فرهنگي كشور است ؟ اين منزلت فرهنگ است يا تحقير فرهنگ ؟‌ در كجاي دنيا رايج است كه پايين‌ترين و بي كيفيت‌ترين كالا را در اختيار بهترين قشر جامعه قرار دهند ؟
آيا اين است احترام، منزلت، جايگاه و شأن معلم در نظام اسلامي؟
هرگز و بدون دليل دوست نداريم كه جوانان ما بدون معلم باشند، به همين دليل در اين مرحله به همين نامه بسنده مي‌كنيم و در كلاس درس حاضر مي‌شويم. در اين حال چنانچه مسئولان نسبت به خواسته هاي ياد شده همچون هميشه بي‌تفاوت بمانند و نصيحت گونه عمل كنند بدون شك مي بايست منتظر صداي اعتراض ما فرهنگيان به طرق مختلف در آينده ي نزديك باشند. والسلام
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 15:44  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

طبق اخبار ارسالی اعتصابات بصورت گسترده(تحصن در مدارس) تقریبا در بسیاری از شهرهای کشور ادامه داشت ،که برخی از آنها در اینجا آورده شده است.طبق اطلاعیه تشکلهای صنفی کشور مورخه ۱۰ فرودرین، فردا ۲۷ وهمچنین ۹ اردیبهشت هم تحصن ادامه دارد و ۱۲ اردبهشت تجمع در جلو ادارات خواهد بود و اگر خواسته های ما تحقق پیدا نکند مقابل مجلس تجمع خواهیم داشت 

-----------------------------------------

دوستان و همکاران عزیز!

به منظور اطلاع رسانی درست

 اخبار شهرستان ها و مناطق خود را به طور مستند و مصور ارسال کنید. منتظریم

نظرات به ترتیب اطلاع:

بسمه تعالی

 اصفهان
امروز فرهنگیان اصفهان گل کاشتند و قریب 90 درصد مدارس در اعتصاب بودند
یک نکته جالب و شنیدنی:
در دبیرستان دخترانه مکتبی خ جابر اصفهان مدیر آموزشگاه جهت مقابله با فرهنگیان معتصب از دادن چای در زنگ تفریح به همکاران خودداری میکند!
امیدواریم بتوانیم حق مسلم خود را با خویشتن داری و صبر و حوصله بدست آوریم و با مسائل سیاسی مخلوط نکنیم.
نویسنده:ب ـ ا


زرین شهر  و فولادشهر 

 سلام

امروز (یکشنبه 26/1/1386) تمام مدارس زرین شهر شهر و فولادشهر همگام با تمام مدارس ایران در اعتصاب به سر بردند.
معلمان ضمن حضور در دفتر مدرسه از حضور در کلاس ها خوداری کردند.
این اعتصاب فردا نیز ادامه دارد.
نویسنده:سهراب


اصفهان

امروز تمامی مدارس ناحیه 5 اصفهان در اعتصاب کامل بودند و این اعتصاب بنا به گزارشهای موثق از اقصی نقاط میهن عزیزمان فراگیرتر از اعتصابهای سابق میباشد
رییس اداره آموزش و پرورش ناحیه 5 اصفهان با سرکشی به مدارس از آنها خواسته است در ایام تعطیلات مثل جمعه اعتراض خود را با تجمع اعلام کنند!
قبل از انرژی هسته ای عدالت کارمندی حق مسلم ماست.
نویسنده: ا ـ ق


تهران

امروز اغلب مدارس منطقه 9 تهران در حالت اعتصاب بسر بردند و هيچ زنگي در كلاس درس حضور نيافتند فردا 27 فروردين نيز به همين ترتيب خواهد بود. نویسنده: معلم

معلمان منطقه 5 تهران در حمايت از همكاران و معلمان بازداشت شده امروز يكشنبه 26 فروردين 86 را اعتصاب نمودند و بر سر كلاس هاي درس حاضر نشدند فردا هم اين اعتصاب برقرار است. نویسنده: الف - شیرازی


شهر همدان

سلام عزيزان
طبق تماس هايي كه گرفتيم اعتصاب بصورت فراگيري در شهر همدان شروع شد. بجز چند مدرسه باقي مدارس معلمان در دفتر بودند و بچه ها در كلاس- البته با رعايت سكوت- از طرف اداره هم براي سر كشي اومدن اما با جواب دندان شكني روبرو شدند و فرار را بر قرار ترجيح دادند و در ضمن براي ازادي 4 نفر از عزيزانمان که در بازداشت باقی مانده اند اگر تا دوشنبه آزاد نشن سه شنبه ان شا الله با جمعيت بسيار زياد در اداره خواهيم بود
راه ما راه ما راه بهروزي
اتحاد اتحاد رمز پيروزي نویسنده: روحی- وب سایت: http://mrygod.persianblog.com 


شهرهای شازند - خمین -اراک - تفرش - فراهان - دلیجان

بر اساس اخبار واصله از شهرستان های استان مرکزی اغلب دبیرستان های شهرهای شازند - خمین -اراک - تفرش - فراهان - دلیجان و... در اعتصاب به سر می برند.
البته استقبال مدارس دخترانه و مقاطع ابتدایی و راهنمایی چندان چشمگیر نبود
.
نویسنده: معلمی از شازند


شهرستان خمین
با عرض سلام خدمت همکاران عزیز و ارجمند کشور
امروز 26 فروردین  اکثر قریب به اتفاق همکاران شهرستان خمین بنا به درخواست انجمن صنفی معلمان کشور
از حضور در سر کلاسها خودداری کرده و خواستار رهایی معلمان و همکاران عدالت خواه خود شده و فردا را نیز از حضور در کلاسها خودداری خواهند کرد. آفرین بر مردان عدالت طلب و شجاع کشورمان. ما تا دسترسی کامل به حقوق از دست رفته خود  مصمم هستیم. ضمنا تعدادی از اعضای انجمن شهرستان توسط اطلاعات احضار شدند. که این امر باعث یک پارچگی بیشتر همکاران شده است. به امید موفقیت همه طلایه داران علم و معرفت کشور.
نوشته شده توسط جمع کثیری از معلمان شهرستان خمین 26 فروردین ساعت6:20 بعد از ظهر

مشهد
 امروز در مشهد ناحیه 3 دبیرستانهای پسرانه ودر در نواحی دیگر بخصوص ناحیه 6 معلمان در مدارس حضور یافتند اما به کلاسهای در س نرفتند         
نویسنده:حسین-ر

در مشکین شهر

شهر ما مشکین شهر از توابع استان اردبیل که قریب 4000 فرهنگی دارد متاسفانه به دلیل وجود نیروهای سرکوبگر در اداره آموزش و پرورش فعالیت های چندانی صورت نمی گیرد البته همین امروز در دبیرستانهای مطهری و بهشتی و هنرتان های شهید کلانتری تحصن در دفتر مدرسه صورت گرفته که متاسفانه در دبیرستان مطهری ف مدیر مدرسه به حراست اداره متوسل شده است و حراست اداره با حضور در دبیرستان فوق الاشاره ضمن تهدید معلمان از کلمات نامناسبی مثل ضد انقلاب و .... استفاده نموده است که جای بسی تاسف است
یکی ار دبیران شاغل در دبیرستان مطهری


سبزوار و خوشاب

امروز در شهر سبزوار اکثر دبیرستانهای پسرانه و و تعدادی هم از مدارس راهنمایی و ابتدایی در تحصن به سر بردند شیوه های اعمالی از طرف مسولن اداره جالب بود .در منطقه خوشاب سبزوار هم تحصن در مدرسه با شدت بیشتری از سبزوار ادامه داشته و باید بگویم که دست شان درد نکنه
پیروز باشید  

دبیری از دیار باغانی(سبزوار)


باغبهادران
امروز دبیران دبیرستانهای امام حسین-پیش دانشگاهی شهدا-دبیرستان خوارزمی از باغبهادران-دبیرستان امام زمان کرچگان و .... تمام وقت در دفتر مدرسه حضور داشتند با وجود اینکه از اداره باغبهادران طی تماسهای مکرر و در تلاشی مذبوحانه سعی در ایجاد تفرقه بین دبیران و بین مدارس مختلف داشتند. فردا همین روند به خواست خدا ادامه خواهد داشت. ما تابع تصمیمات کانون صنفی معلمان هستیم.
طبق اطلاع واصله دبیرستانهای فلاورجان-فولاد شهر -ناحیه 2 اصفهان نیز پیشگام بوده اند

شاهین شهر
امروز تمامی مدارس شاهین شهر در اعتصاب شرکت کرده و با حضور در دفتر مدرسه سر کلاسهای درس حاضر نشدند.
 
به نقل از وبلاگ صدای معلم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 21:22  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

امروز یکشنبه ۲۶/۱/۸۶ اکثر مدارس استان خراسان در تحصن سراسری کشور که از سوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان سراسر کشور اعلام شده بود شرکت کردند و فردا نیز با انرژی بیشتر شرکت خواهند کرد

با تشکر از معلمان آگاه و مدیران و معاونان دلسوز

پرتوان برای فردا تا تحقق خواسته های صنفی معلمان

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 21:18  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

مطالب زیر را یکی از خوانندگانمان لطف نموده برایمان ارسال کرده اند.

وقتی مراجع رسمی و قابل اطمینان فیلتر می شوند (مثل سایت کانون صنفی معلمان ایران) ناچاریم به اخبار غیر رسمی که همکارانمان لطف کرده و خبر می دهند اکتفا کنیم.(صدای معلم)

 

از 45 نفر دستگير شده 6 نفر آزاد شدند.
آن ها در حالي كه خيابان ها توسط بنزهاي الگانس محاصره شده بودند دو به دو به هم دستبند زده شدند و در يك فضاي كاملاً دور از شأن فرهنگيان، به بازداشتگاه هاي مختلف برده شدند.
آزاد شدگان از تعداد و محل نگه داري همكاران اطلاع ندارند.
تجمع اعتراض آميز روز دوشنبه20/1/86 با حضور تقريبي 1000 معلم براي آزادي معلمان دربند در محل اداره ی كل آموزش و پرورش همدان تا ساعت 12 ظهر ادامه يافت.
معلمان براي نشان دادن حسن نيت قرار گذاشتند دو ساعت صبح را كلاس بروند و در صورت ادامه ی بازداشت معلمان فردا صبح 21/1/86ساعت 11 در همان مكان تحصن و اعتراض خود را ادامه دهند.
حضور با نشاط و با طراوت معلمان و اظهار اين نكته كه ما آمده ايم تا ما را هم بگيريد چون ما هم مثل آن ها فكر مي كنيم و خواسته هايمان هم يكي است، قابل توجه بود.
......

امروز سه شنبه 21/1/86 از ساعت 11 معلمان همدان اعتصاب و اعتراض خود را نسبت به دستگیری جمع کثیری از همکاران خود در اداره کل آموزش وپرورش همدان ادامه دادند.
تعداد نامعلومی از معلمان حدوداً 15 نفر هنوز دربند هستند .
معلمان متحصن حدود 3000 نفر بودند.
آن ها قاطعانه خواستار آزادی همکاران خود بودند و اعلان نمودند کلاس ها فردا از ساعت 9 صبح روز چهارشنبه تعطیل و تا آزادی کامل همه ی معلمان دربند در همان مکان اعتراض و تجمع ادامه پیدا خواهد کرد.
اداره ی کل آموزش و پرورش همدان توسط افراد امنیتی و لباس شخصی کنترل می گردید. درب ورودی نیز با دوربین های مدار بسته و فیلمبرداری زیر نظر بود و از افرادی که قصد ورود داشتند کارت شناسایی معلمان نیز درخواست می گردید.
خانواده های نگران معلمان نیز در جمع بودند.
کانون و افراد آزاد شده (اطلاعیه ای را که با نام آن ها اظهار ندامت و مخالفت با حرکت معلمان کرده بود) تکذیب کردند و تمامی معلمان متحصن با ذکر 3 تکبیر قاطع آن را جعلی خواندند.
انتشار اطلاعیه ی مزبور منتسب است به دستگاه های امنیتی و بعضی افراد (بسیجی نمای غیر صنفی) که از نام کانون بدون امضا و مهر در بعضی مدارس پخش شده بود.
در هر صورت اخبار همدان را پیگیری نمایید.
بلاگ کانون در بند است و من تا را ه اندازی بلاگ در نظرات خبر می دهم.
همدان 21/1/86

 

تجمع بعدی همدان چهارشنبه 22/1/86

منبع : صدای معلم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 20:15  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

مردم، كارشناسان و فرهنگيان اطلاعات خود را به كميته پيگيري استيضاح وزير آموزش و پرورش ارسال كنند

تهران- خبرگزاري كار ايران
رضا طلايي‌‏نيك، از نمايندگان پيگير استيضاح وزير آموزش و پرورش از تشكيل كميته‌‏اي براي پيگيري اين استيضاح خبر داد.

نماينده بهار و كبودرآهنگ در مجلس‌‏هفتم با ارسال نمابري به" ايلنا" آورده است: به منظور پاسخ‌‏گويي به مطالبات و انتظارات مردم به ويژه كارشناسان و فرهنگيان گرامي، كميته پيگيري استيضاح وزير آموزش و پرورش براي دريافت اطلاعات و ديدگاهها آمادگي دارد.
طلايي‌‏نيك ادامه داده است: علاقمندان مطالب خود را ظرف هفته جاري به كميته پيگيري استيضاح مستقر در مجلس شوراي اسلامي ارسال نمايند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 20:10  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

 

این sms را برای تمام دوستان فرهنگیتان ارسال فرمایید :

Zemne mahkoom kardane bazdashte heiat modirehye kanoon : bagheri, fallahi   ,montajabi   tahasone 26 va 27 va… ra ba shokooh bargozar mikonim

www.ksmi1.blogfa.com

ersal baraye 5 nafar

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 21:34  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

فیلتر شکن جدید برای دیدن وبلاگ کانون صنفی

فرهنگیان ایران

 

اینجا کلیک کنید

در ضمن شخصی با نام خراسان مطالب سیاسی در قسمت نظرات قرار میدهد با توجه به این که کانون سیاسی نیست و فقط صنفی است از این دویت عزیز تقاضا داریم لطفا پیام نگذارند تا بتوانیم رسالت خود را که دفاع از حقوق فرهنگیان است ادامه دهیم         با تشکر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 14:34  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

به نام خداوند جان وخرد

پيام فرهنگيان خطاب به ملـّــــت شريف ايران

ظالم آن قومي كه چشمان دوختند     از سخن ها عالمي راسوختند

     جامعه اي كه معلمانش درس آزادگي و انسانيت را با قلم عشق و جوهر دانش برلوح دل هاي كودكان،نوجوانان و جوانانش مي نگارند،بذر سعادت و كاميابي را دركشتزارانديشه هاي نسلي مي پاشند كه خرمن بهروزي و بهورزي را در سير تكامل آن جامعه با چشم غيرمسلح نيزمي توان ديد.  

    بدون ترديد انسان هاي پاك و بزرگ در مكتب كساني درس بزرگي و عزّت مي آموزند كه خود نيز به اين ويژگي ها متخلـّــق و آراسته باشند. به تعبير معماربزرگ زبان فارسي،فردوسي توسي :« زِِِ ِ سستي،كژي زايد و كاستي»

   آيا مي توان آزادگي و سازش ناپذيري حسين ،جانبازي و فداكاري عبّاس و پرچمداري تداوم نهضت كربلا در دستان عصمت و غيرت زينب را ديد و تأثير مكتب درس مولاي عدالت جويان عالم،علي(ع) و گهواره ي تربيت زهراي اطهر(س) را ناديده گرفت؟

   مسلـّــماً درختسان لبريز ازشاخسارهاي پرميوه و گلستان مملو از طراوت و شادابي گل ،بدون دستان باصفاي باغبان كه گاه از چشمه ي معرفت و دانايي، آب زلال عشق رانثارش مي كند و گاه با تيغ محبت،خارش رامي پيرايــــد،ديري نخواهد پايـيـــد كه خــــــزانش چنان مي پژمرد كه يا به دشتي سياهرو بدل مي گردد يا به بيشه اي پر از گياهان خودرو و وحشي  كه پناهگاه وحوش و سباع مي شود و هيچ ابري نخواهد توانست دگرباره حياتش ببخشد و بوي طراوت و شادابي را درفضاي آن بپراكنـَد.

   به راستي اگرهريك ازشما پدران و مادران، باغي يا گلستاني داشتيد،حاضر مي شديد كه آن رابه باغباني بسپاريد كه چنان اورا در لجّه ي مضايق زندگي خويش فروبرده اند كه علي رغم ميل باطني و برخلاف نداي درونش،هرگزچنان كه بايسته و شايسته است  به امانت شما نتوانست رسيد؟ مگر فرزندان شما كم از باغ و گلزارند كه نسبت به سرنوشــــت آن ها بي تفاوت باشيد وچنان در مسابقه ي كسب مال و مكنت مستغرق گشته يا براي تأمين كمينـه نيازهاي ابتدايي زندگي فرورفته ايد كه مجا لي براي پرداختــــن به ميـــوه هاي باغ زنـــدگي خويش نداريد؟

   شايد دسته اي ازشما مردم درنگاه اوّل، وجود مدرسه و معلّمان باشرايط حال حاضر را براي رفع اين نياز،كافي و وافي مي دانيد و مي پنداريد كه« شهر درامن  و امان است  و مي توانيد آسوده بخوابيد» وبرخي ديگرنيز با تكيه بربالش قدرت و ثروت خود و سپردن نوباوگان خويش به مدارس پرطمطراق غيرانتفاعي و امثال آن يا فراهم نمودن امكان استفاده از معلـّم خصوصي و كلاس هاي تقويتي و كنكوري و ديگر فروشگاه هاي بزرگ دانش و معرفت كه بصيرت و بينش را كيلويي ياخرواري و يا به هرمقداركه سركيسه راشل نماييد،تقديم پول عزيزتان خواهند نمود، درعرش سيرمي كنيد و باورتان شده است كه بهشت موعود و مدينه ي فاضله را براي فرزندان خود خريداري نموده ايد.

   نه عزيزان،ما معلـّمان و فرهنگيان كه در بطن و مركز اين كارقرارگرفته و با خم وچم كارآشناييم، مي دانيم و با تمام وجود احساس مي كنيم كه آموزش وپرورش كنوني،نسل ها رابا نظام آموزشي فرسوده و نگاه سياسي و مديريت قرون وسطايي سياستمداران و مراكزتصميم سازي كشور، به تركستان نابودسازي ارزش هاي انساني و باتلاق استعداد سوزي هدايت مي نمايند.

   حكايت وضعيت كنوني آموزش وپرورش و معلـّمان آن به مثابه ي كشتي پوسيده اي است كه سياست پيشگان قدرت طلب همچون مشّاطگان چيره دست و چهره آرايان بي همتاي فيلم هاي سينمايي، زيبا و نگارينش ساخته اند و معلمانش را در محبس تبعيض و ناروايي زندگي سياست زده ، با تازيانه ي عدالت در اردوگاه هاي كار بااعمال شاقّـّه،همه ي توش و توانش را از او گرفته باشند و سپس ناخدايي آن كشتي را به اوسپرده و دراقيانوس پرتلاطم و بي انتهاي توقّعات و انتظارات  جامعه رهايش نموده باشند. اگر در اين آوردگاه تنازع براي بقا كه من وشما را به سوي آن كشانده اند،هنوز ذرّه اي از وجدان هاي موريانه خورده، باقي مانده است،به حكميت و داوري بنشينيد و بگوييد كه«آيا اين كشتي خوش نماي ازدرون پوسيده، باآن ناخدايان به زنجير بي عدالتي كشيده شده،مي تواند سرنشينانش را كه فرزندان اين كهن مرزبوم است به ساحل آرامش و سعادت برساند يا چنان آنها را در گرداب هاي سهمناك و دور ازكرانه ي نجات رهاساخته و خواهدساخت كه هريك با پانهادن برروي سر و تن ديگري، فقط خود رابينديشند و صحنه هاي دردناك «رازبقا»را تداعي بنمايند.»

    آري مردم عزيز،چه باوركنيد چه باورنكنيد،حقيقت همين است كه هست؛ تبعيض و بي عدالتي درميان كاركنان دولت،نگاه كور و نابخردانه ي دولتمردان و مجلس نسبت به مقوله ي تعليم وتربيت ، چنان عرصه را برفرهنگيان تنگ نموده كه با وجود آن كه مي خواهند معلـّم باشند و چه بسيارهم سعي و تلاش مي كنندامّا هرگزنمي توانند. مگر مي شود از دستان بسته،هنر و خلاقيـّــت را انتظارداشت؟

   بدانيد وآگاه باشيد كه برخلاف گفته ها و نوشته هاي قدرت طلبان مردم فريب در رسانه  هاي مختلف كه هرروز فقط دراخبار ونه درعمل برحقوق و مزاياي معلـّمان مي افزايند تا افكارعمومي رانسبت به آن ها بدبين نمايند،فرياد معلمان نه ازسرسيري و زياده خواهي است و نه براي اعتراض به حقوق و مزاياي ديگركاركنان كه كمترين حقّ ايشان براي زندگي است ؛ بلكه اعتراض ايشان براي مبارزه با تبعيضي است كه چنان آن ها را درتنگنا قرارداده كه به اجبار به مشاغل ديگربپردازند و نتوانند هدايتگر و پيامبر نسل ها و امانتدار امانت هاي مردم باشند به گونه اي كه اگرحجاب ازچشم عقل برداريد، خواهيد ديد كه محصول نهادهاي فرهنگ ساز امروز كشور،«دورافتادن روزافزون از ارزشهاي انساني و فاصله گرفتن بيش ازپيش از حريم باورهايي است كه شا لوده ي فرهنگ ديرينه ي ايراني اسلامي ماست» بدانيد كه مدارس باز است و معلـّــم حاضر امّا تعليم وتربيت،درتعطيلي نامحدود به سرمي برد و كسب معرفت همواره غايب. فريب كسب مقام هاي كاذب درالمپيادهاي جهاني را نخوريد و بدانيد كه هرگز اين مقام ها نمودار واقعي آموزش دركشورما نبوده بلكه يا حاصل استعداد فردي و تلاش بي منتهاي فرزندان شماست يا محصول آموزش هاي ويژه براي افرادي خاص. 

  امروزه فرهنگيان گاه برخلاف ميل وطبيعت خويش،اين كلاس هاي به ظاهــــر دايــر را مي بندند تا بتوانند دري به وسعت فرهنگ ارزشي نامحدود ملّت را به گونه اي واقعي برروي جامعه و فرزندان آن بگشايند. اعتراض و فرياد برمي آورند تا همگان بدانند كه  تصميم سازي هاي ناروا و ناصواب ،مانند ويروس، سراپاي بنيادي ترين مركز هرگونه توليد،توسعه و پيشرفت پايدار و واقعي يعني آموزش وپرورش را فراگرفته است و او را در وضعيت بيماري درحال احتضار قرارداده است.

   آري،معلـّــم كه وارث رسالت انبيا و امانتــدار حريم ايثار و خودفدايي شهداست هرگز نمي تواند دربرابر اين نابساماني ها و نابهنجاري ها كه نام خدمت به خلق خدا و پاسداري ازنظام وانقلاب برآن نهاده اند تا كس را ياراي اعتراض به حريم قدرت آن ها نباشد، سكوت نخواهند نمود زيرا نيك مي دانند كه « اشك كباب موجب طغيان آتش است »

همت کنید و این پیام را به شیوه های مختلف به مردم برسانید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 10:56  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

قابل توجه همکاران غیور خراسان

بازرسی منازل و احضار فعالان صنفی تهران

امروز ۲۰/۱/۸۶

در یک اقدام هماهنگ ماموران امنیتی  با در دست داشتن حکم بازرسی به منازل اعضای کانون صنفی معلمان ایران در تهران رفته و پس از بازرسی از منازل آنان  با توقیف مدارک  و کامپیوتر و ...  احضاریه  ی دادگاه را به آنان ابلاغ نمودند. و البته  در برگه های احضاریه آمده است که اگر احضار شونده بدون عذر موجه در وقت مقرر حاضر نشود برگ جلب فرستاده خواهد شد.

و سایت کانون را از دیروز فیلتر کردند

برای دیدن سایت کانون از فیلتر شکن زیر استفاده کنید

اینجا کلیک کنید

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 9:35  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

به نقل از آقاي نادر قديمي سخنگوي كانون صنفي همدان  دقايقي پيش نيروي انتظامي با محاصره ي دفتر كانون 30 نفر از همكاراني كه درجلسه ي كانون شركت داشتند را  به اتفاق ايشان بازداشت نموده و همراه خود بردند

به نقل از کانون صنفی معلمان ایران

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 23:3  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

 

این نامه با عناوین  مجزا برای مقام معظم رهبری ،  آیات عظام و مراجع تقلید حضرات آیات : بهجت ، حسینی شاهرودی ، صافی گلپایگانی ،صانعی ،  فاضل لنکرانی ، مکارم شیرازی ، منتظری ،  موسوی اردبیلی ، نوری همدانی ، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام  ومجلس  خبرگان رهبری وروزنامه ها و تمامی  خبرگزاریهای داخلی ارسال گردیده است .

باسمه تعالی

محضر مبارک مقام معظم رهبری ، آیات عظام و مراجع تقلید دام عزهم الشریف

از طرف : جمع کثیری از معلمان ایران

سلام علیکم

با درود بی کران بر حضرت مهدی موعود (عج) نجات دهنده ی بشریت از ظلم و ستم و با سلام به شهداء و امام راحل و با عرض ارادت به محضر تمامی بزرگان دین و معرفت ، این ملجاین ملت .

قبل از هر کلام و نوشتار نگاهی به نامه ی حضرت علی ( ع) به مالک اشتر می افکنیم که از اهم حقوق ، حقوق ملت و دولت ( حکومت ) را معرفی می کند . فلسفه ی این حق را دوستی و الفت و ارجمندی دین
 می داند و اینکه مردم جز به صلاح حاکمان اصلاح نپذیرند  و حاکمان جز به پایداری مردم ، نیکو نگردند ودر قسمت دیگر حقوق متقابل بیعت ، وفاداری به آن ، نصیحت پنهان و آشکار ، اجابت در هنگام دعوت و حضور اطاعت در هنگام فرمان دادن از جمله وظایف ملت و نصیحت ، تعلیم و تربیت و تقسیم بیت المال به شایستگی بین مردم از جمله تکالیف دولت مردان است .

نقش معلمین در آغاز نهضت و حضور در دفاع مقدس همراه با دانش آموزان و شرکت در نماز جمعه و جماعت در معیت دانش آموزان ، همکاری تنگاتنگ در برگزاری انتخابات از اول انقلاب اسلامی تاکنون و تربیت بزرگ مردانی که فرماندهان جبهه و جنگ شدند چون سردار شهید همت و دیگران و حضور فعال در راهپیمایی ها و در دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر هیچکس پوشیده نیست . آیا آنان در انجام وظایف خود کوتاهی کردند؟

اما جهت ادای تکلیف دینی در محضر بزرگان معرفت لب به شکوه گشوده دادخواهی می کنیم و نتیجه را به خدای بزرگ وا می گذاریم زیرا او بهترین شاهد است که ما گفتیم تا اتمام حجت و رفع تکلیف شود و وظیفه ی دینی و مذهبی خود را در امر به معروف و نهی از منکراین گونه بیان می کنیم .

1-     حضور آرام ومنطقی و بدون افراط و تفریط در مقابل مجلس شورای اسلامی همان نصیحت پنهان و آشکار است . (که  آیه ی 148 سوره ی نساء  فراتر از آن  را حق دانسته   و اصل 27 قانون اساسی به روشنی این اجازه را داده است  )

2-     حضور در تمامی صحنه ها از آغاز انقلاب ، دفاع مقدس ، راهپیمایی ها و انتخابات وفاداری به بیعت است .

3-     پایداری در صحنه برای این است که معلمان  خود را در صلاح حکام می دانند چون می خواهند خود صالح و نیکو بمانند .

4-     بی عدالتی را در تحریف خواسته ی معلمین بر خلاف فلسفه و اخلاق دینی و سیاست علی وار می دانند و بر همین اساس از حکومت می خواهند که مردم را در تعلیم و تربیت بر بینش صحیح و روش صادق پی بگیرند .

5-     کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته . آیا این جز تاکید بر این است که بی تفاوت نباشیم ؟ آیا این جز حمایت از نظام و هدف خونین شهداست ؟ آیا این جز هشداری بر دولتمردان و مجلسیان است که بدانند فرهیختگان جامعه بر آنها ناظرند؟ و...

6-     جامعه ی معلم امر به معروف و نهی از منکر را از وظایف دینی در قالب فردی و اجتماعی خود می دانند .

7-     شکوه ی معلم این است که بیت المال آنگونه که حضرت علی ( ع ) فرمودند به شایستگی تقسیم نمی گردد و عدالت اجرا نمی گردد و خلاصه ی کلامشان این است که  اگر نیست برای همگان و اگر هست برای همگان .

8-     معلمان زیاده خواه نیستند ، دنبال ثروت و جاه نیستند ، برای پر کردن جیب خود نیامدند . بلکه فریادشان بر علیه تبعیض است و بس .

9-     وزیر محترم گفته اند کسانی که به دنبال پول و ثروت هستند می توانند از آموزش و پرورش بروند . پاسخ ما این است که به دنبال پول و ثروت نیستیم بلکه به دنبال آنیم که یک زندگی در سطح معمول و آبرومندو شرافتمندانه  داشته باشیم . حقی که فرهنگیان طی سالها  برای دفاع ازانقلاب همواره از بیان آن امتناع نمودند. تفاوت فاحش حقوق معلمان با سایر کارمندان دولت یک توهم نیست . یک واقعیت تاسف برانگیز ، غیر قابل انکار و قابل تحقیق است . ما می پرسیم  آیا وزیر محترم  در کشور غنی ایران  آموزش و پرورش را محکوم کرده اند که یا معلمانش فقیر بمانند  و یا به شغل دیگری بپردازند ؟ راه سوم دادن  حقوق واقعی آنان با مدیریت صحیح ازمنابع  عمومی کشور است که سایر کارمندان از آن بهره مندند  . چه کسی مسئول انتقال مسائل معنوی به آینده سازان وجلوگیری از تهاجم فرهنگی است ؟  یک معلم فقیر شکست خورده در زندگی چگونه  می تواند برای فرزندان کشور الگوی مناسبی باشد؟باید دانست که حقوق معلم حقوق نسل آینده ی کشور است .

10- بی توجهی به مسائل اعتقادی با توجه به  شعار دقیق و عمیق آموزش وپرورش و بی حرمتی به مقام شامخ نبوت بی توجهی و عدم مدیریت چه کسانی را نشان می دهد؟

11-  مراجع عظام  به داد اسلام برسید که معلمانی که نگاهشان به سوی شماست و دستشان  به سمت شما دراز شده  نگرانند که در اثر بی توجهی ، ده سال بعد  نسلی بوجود آید بی توجه به آرمانهای نظام ،لائیک ، بی دین ، عقده ای  و ... و خداوند عوامل آن را نخواهد بخشید .

12-  پیشگامان مذهب جعفری  به داد اسلام برسید که قیام مردم در سال 57 برای اجرای احکام اسلام بوده است و هرکس به این هدف مقدس ضربه بزند چه با بی توجهی یا  تحریف خواسته ها یا با  سرپوش گذاشتن بی مورد، مسئول است و جوابگو. نظام جمهوری اسلامی نظامی مردمی است . برای کسانی که به جای شنیدن صدای اعتراض منطقی معلمانی که قلمشان را به عنوان تنها سلاحشان در مقابل خانه ی ملت بالا گرفتند  ، باتوم بر بدن مقدسشان فرود آوردند چه حکمی می توان جاری نمود؟ چرا با نمایندگان این معلمان مذاکره ی منطقی نشد؟

13- -بعضی گفته اند معلمان  در هفته 24 ساعت بیشتر کار نمی کنند در حالی که کارمندان هفته ای  44 ساعت ، گرچه سخنی جاهلانه است اما در تمام دنیا کارشناسان  امر فعالیت تدریس را برتر ، سخت و پر کار تر از کار اداری می دانند . طبق اعلام یونسکو هر ساعت تدریس برابر 4 ساعت کار مفید است . بسیاری از ما معلمان هر دوی این مسئله را تجربه نموده ایم . وقتی مطالعه ،تحقیق ، طرح سوال ، تصحیح اوراق ، بررسی وضعیت تحصیلی ، ثبت نام ، طرح درس و ... را اضافه می کنیم این زمان   بیش از 44 ساعت خواهد شد . در حالی که کارمندان بسیاری از ادارات آموزش و پرورش اضافه کاری  تا 175 ساعت دریافت می کنند و عمدتا بیش از 44 ساعت نیز کار نمی کنند و دیگر ادارات قس علی هذا . . معلمان تواني براي بازسازي علمي، روحي و جسمي خويش ندارند چراکه اغلب مجبورند در  دو يا چند جا کار کنند .

14- حق ایاب و ذهاب سال پیش یک معلم چهار هزار تومان بود ...!!!؟؟؟؟ برای کل سال نه یک ماه ؟!؟! و همین مبلغ هم در بیشتر استانها پرداخت نمی شود ! معلمان  از تمام مزایایی چون حق مسکن ، غذا ، اضافه کار و ... که تمامی کارمندان دریافت می کنند محرومند .

15-    آیا گریه ی فرزند معلم و بیماری همسر او و نداشتن پول و گرانی هزینه درمان بیمارستان فرهنگیان  و ضعف بیمه واجاره ی خانه و قسط و... که باعث شد اشک در چشمان یک معلم جمع شده باشد را دیده اید؟!

16- آقای حداد عادل نظام هماهنگ را از افتخارات مجلس هفتم می دانست و مدعی بود که فقط ما به این فکر هستیم . یا نمایندگان ما خیلی بی مسئولیت هستند یا از کارشناسی خوبی برخوردار نیستند که نتوانستند از عامل افتخار خود دفاع کنند .

این مدعیان در طلبش بی خبرانند             کانرا خبری شد خبری باز نیامد

چه شد آن همه ادعا ؟ متاسفیم

17-دولت با شعار عدالت و رفاه آمد اما چشمی به  حمایت جدی و گوشی برای شنیدن خواسته های  فرهنگیان و خانواده ی آنان و بازنشستگان  نداشته است.

18- سرپوش گذاشتن به اخبار تجمع فرهنگیان و بدتر از آن تحریف این خواسته ها مثل سر در برف کردن کبک است .

19- معیشت و منزلت معلم شعار اصلی است که آن را جدای از دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و خون شهدا و حمایت از ولایت فقیه به معنی عمیق و دقیق کلمه نمی دانند .

20-بیشترین تجمع فرهنگیان قریب به پنجاه هزار نفر بود . این انسان های فرهیخته که بعضا گروهی می خواستند جدا از خواسته آنها اعتراضی یا کلامی بگویند از خود طرد می نمودند و آیا اینان قابل مقایسه با .... می باشند ؟

21- معلمان خود را وابسته به هیچ حزب و گروه و دسته نمی دانند ، تحقیر و ضرب وشتم نیز آنها را جدی تر خواهد کرد که از حق خود چشم نپوشند .

22- دولت ووزیر آموزش و پرورش سرشان را بلند نگه دارند که معلمین را گرفتند ، حجاب از سر خانم معلمی برداشتند ، بعضی را کتک زدند و کلمات زننده ای  گفتند که قلم و زبان حتی از نقل قول  آن شرم دارد.

23- ما از عمل زشت ( فحش رکیک دادن به یک زن محجبه ی معلم ) نسبت به معلم و مخصوصا زن مسلمان بیزاری می جوییم والبته این عمل نسبت به  هرکسی  سربزند قبیح است چرا که انسان حرمت دارد و قطعا می دانیم که مقام رهبری و مراجع تقلید نیز دلشان به درد خواهد آمد پس به فریاد این ناله ها برسید .

24- بسیاری از معلمان دستگیر شده از فرماندهان زمان جنگ بودند که در همین بازجویی سیلی خوردند و عده ی کثیری رزمنده ی زمان دفاع مقدس و بسیاری نیز هنوز فرماندار تهران بابت همکاری در انتخابات اخیراز ایشان تشکر نکرده بود .

25- جلسه ، اعتصاب ، مصاحبه ، مکاتبه و ... از جمله مسائلی است که هیچکدام حق معلم را به او اعاده نکرد حقی  که تمامی  کارمندان از آ ن برخوردارند .

26- ای کاش وزیر آموزش و پرورش وزیر نفت بود و از کارمندانش حمایت می کرد .

 27-  پیش از این اتفاقات خواسته هایی داشتیم که هنوز پا برجاست . اما اکنون با فاجعه ای که رخ داد خواسته های بنیادی تری نیز دازیم که چون پیش شرط مسائل قبلی است بر آنها مقدم است

ارائه ی راه حلی که  بتوان در کشور اسلامی نسبت به هر بی عدالتی در چهارچوب قوانین انتقاد و اعتراض  کرد و ضرب و شتم و فحش و تبعید و آزار و زندان و عدم امنیت شغلی  ندید . این که بتوان از ملجا قانونی عدالت خواهی کرد . این که مسببین و عاملین ضرب و جرح و زندانی کردن و هتک حرمت و اقدامات غیر قابل توصیف  پیش از زندان به دقت شناسایی و محاکمه و تنبیه شوند و از ضربه دیدگان این حادثه دلجوئی شود و اگر غیر از این باشد همگی در پیشگاه خداوند مسئولیم که گفته شده هر کس ندای دادخواهی مسلمانی را بشنود که فریاد می زند و بی تفاوت باشد مسلمان نیست .

28- ما ردیکباره و بر خلاف قول قبلی لایحه ی مدیریت خدمات کشوری را که مسئولین سالها  آن را به عنوان راه حلی برای  رفع تبعیض به ما ارائه نموده بودند و معلمان تلاش کردند تا با تصویب آن روزنه ای به سوی احقاق حقوق خود به دست بیاورند محکوم می کنیم . امید داشتیم از این طریق اختلاف بسیار تبعیض آمیز حقوق  معلمان و پرسنل شاغل و بازنشسته ی آموزش و پرورش با سایر بخش های دولت رفع گردیده و این عزیزان بتوانند با وضعیت اقتصادی موجود زندگی آیرومندانه ای داشته باشند .

29- همکاران ما  در صنف معلمان پس از آن که 14 تا ۱۷روز ایام عید را در زندان اوین گذراندند  با وثیقه های سنگین ۵ و۳۰ و ۵۰ میلیونی و با پرونده ی باز آزاد شدند. سوال این است . جرم آنها چه بوده است ؟ آیا جز عدالت خواهی؟! مگر چه خواستند؟ و مگر چه گفتند که سزاوار چنین عقوبتی شدند؟!!؟ فعالان صنفی به مصداق  حدیث ( من اصبح و لم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم ) با ایثار و شهامت برای احیای حقوق دیگران تلاش می کنند . ایجاد امنیت شغلی برای آنان لازم است  تا در یک فضای باز و سالم با رعایت تمام اصول اسلامی به وظایف خویش بپردازند و دشمنان انقلاب اسلامی نتوانند از  خواسته های به حق مردم سوء استفاده کنند . با قاطعیت اعلام می کنیم نه نگاهی به آن سوی مرزها داریم ، نه وطن فروشیم ، نه از بیگانه پول گرفته ایم . فعالان صنفی ما خود از مبارزین انقلاب و جبهه و جنگ بوده اند .همه ی این  تلاش ها برای آن است که کشوراسلامیمان  آزاد و سربلند باشد و در این راه کوشش خواهیم کرد . دیگر اینکه  برخورد با  اعتراضات نهادهای مدنی که در حال پی گیری قانونی  خواسته های همکاران خود هستند و ایجاد جلسات ارعاب  و ضرب و شتم و زندان و تهدید به جای مذاکره با آن ها در جامعه چه نتیجه ای را به دنبال خواهد داشت؟ چرا رسانه ها خواسته های معلمان را منعکس نکردند؟

30- خلاصه ی  کلام این نوشته هیچ اثری که نبخشد سندی است که بی تاثیر نخواهد بود ولو در آینده موجب این خواهد بود که ما خود را از نظام مقدس جمهوری اسلامی جدا نمی دانیم و از حقوق خود دفاع خواهیم کرد ولوچون ابوذر در غربت به آغوش مرگ رویم .

31 – با امید به آنکه در آینده در مقابل سخن و پیام به حق معلمین به جای برخورد با آنان حاضر به شنیدن پیام نمایندگان صنفی آنان که هیچ شائبه ی سیاسی ندارند باشیم . انشاء الله در سال  وحدت ملی و انسجام اسلامی با پی گیری و دلجویی از معلمان آزرده خاطر و احقاق حقوق از دست رفته فرهنگیان و تایید خواسته های منطقی و صنفی آنان  ،شامل رشد و توسعه ی فرهنگی کشور عزیزمان ایران شکوهمند باشیم . انشاء الله خداوند همه ی خادمین به اسلام و قرآن را حمایت و موفق نماید .

با تقدیم احترام

جمع کثیری از فرهنگیان کشور

به ضمیمه گزارش دو تن از شاهدان عینی ماجرا تقدیم می گردد .

   

ضمیمه 1

معلمان و زندان اوین

دستگیری گسترده معلمان در تهران در روز چهارشنبه 23 اسفند 85 از جلوی مجلس شورای اسلامی

تشکل های صنفی فرهنگیان از سال 78  حرکت جمعی خود را به صورت مستقل وغیر دولتی با شتاب بیشتری آغاز کردند و تا به امروز دست آورد ها ی موفقیت آمیز زیادی  داشته اند. فرهنگیان در ادامه فعالیت های صنفی خود و با توجه به عدم التفات مسئولان به مطالبات معلمان و نیز سبک شمردن نمایندگان برگزیده آنان و بازداشت تنی چند از آنها در تهران و شهرستان ها به صورت خود جوش در اقدامی کاملا صنفی و قانونی تصمیم گرفتند روز چهارشنبه در برابر خانه ملت گرد هم آیند. اما روز چهارشنبه 23 اسفند 85 چه اتفاقاتی رخ داد ؟

معلمان دستگیر شده چه کسانی بودند؟ تعداد آنها به چند نفر می رسید؟

واقعا چه کسانی امنیت ملی کشور را به خطر انداخته بودند؟

در زندان اوین بر معلمان چه گذشت؟

بنده خبر نگار هفته نامه قلم معلم این سعادت را داشتم که در این مراحل گوناگون همراه معلمان باشم. در نوشتن اخبار:

1.   سعی کرده ام که به نوشتن آنچه با چشمان خود دیده ام بپردازم، با اینکه برخی مطالب به کرات از شاهدان عادل نقل می شد از ذکر آنها پرهیز کرده ام.

2.      ممکن است که پس از درج این خبر ، مدعی العموم ، نیروی انتظامی ، نیروهای امنیتی و... به شاکیان پرونده بنده  اضافه گردند ولی آنچه خود دیده ام را نمی توانم کتمان کنم. نمی توانم آنچه وجدانم را می گدازد و می سوزاند را پنهان کنم  " ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون"
                                                                              سوره بقره آیه 43
چگونه می توان آن حقوق تضییع شده را دید و دم بر نیاورد؟

3.      آنجا که قلمم از نوشتن شرم داشته نقطه چین ....... گذاشته ام.

 

خدایا چنانچه تنها بمانم و از شاهدی برای نوشتارم بپرسند چه بگویم؟  "  قل کفی باالله شهیدا بینی و بینکم انه کان بعباده خبیرا بصیرا "
                                                                                                                    سوره بنی اسرائیل آیه 96
معلمان ، از خانه ملت تا زندان اوین


چهارشنبه 23 اسفند 85
روز تجمع نیروهای انتظامی و امنیتی بود نه تجمع معلمان. خصوصا جلوی درب شمالی مجلس که  محل ازدهام نیروهای انتظامی بود. خیابان های بهارستان و جمهوری و تمام خیابان های اطراف مجلس پر بود از نیروهای انتظامی و امنیتی. خانه خرابه بزرگی که جلوی درب شمالی خانه ملت است محل نگهداری تعدادی از معلمان دستگیر شده بود.

 بنده خبرنگاری هستم که به زور و اجبار نیروهای لباس شخصی دستگیر شدم. کارت خبرنگاری و دوربین عکاسی ام د ر حالی  ضبط شد که هیچ مدرک قانونی ارائه نکردند و حتی رسیدی هم به من داده نشد. به لطف خدای مهربان این سعادت را داشتم که به عنوان خبر نگار در بطن ماجرا همراه خبر سازان باشم.

 ساعت در حدود 10 بود که مرا وارد آن خرابه کردند در حدود 100 نفر سرباز وظیفه، 50 عدد موتور سیکلت به همراه راکب ، تعدادی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی، دو خودرو پلیس زن و تعدادی از نیروها ی لباس شخصی خرابه را پر کرده بودند. طبقه اول ساختمان مخروبه انتهای حیاط، محل نگهداری موقت معلمان زن و مرد دستگیر شده بود.

 در حالیکه تعدادی را با اتومبیل پلیس، اتوبوس شرکت واحد و وسایل نقلیه دیگر برده بودند. از همان اوایل صبح دستگیری ها شروع شده بود (7:30 صبح) در میان دستگیر شدگان خانم خانه دار، راننده آژانس، پیک موتوری و دانشجو نیز دیده می شد.
از اینکه می توانستم به عنوان خبر نگار، خبرسازان را همراهی کنم خوشحال بودم. معلمان مهربان، اساتید درس های ایثار و شجاعت و شهادت و دفاع از حق و حقیقت بودند.

 هر از چند گاهی درب بزرگ خرابه باز می شد و فردی یا افراد ی را به داخل می کشاندند. من به چشم خود دیدم که زنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. برخی از نیروها ی لباس شخصی الفاظی را به کار بردند که قلم از نوشتن آن شرم دارد. برای دستگیری خانم محجبه ای که مقاومت می کرد و به راحتی وارد خرابه نمی شد چادر از سرش کشیده شد.

بنده دیدم که مردان قوی هیکل لباس شخصی زنان معلم و مردان معلم را از خیابان و پیاده رو به زور و اجبار به داخل خرابه می کشیدند وزنان را به دست پلیس زن می سپردند و مردان را روانه طبقه اول ساختمان می کردند. چهره های گلگون معلمان، خبر از ضرب سیلی ها و باتوم ها داشت. لباس ها ی پاره پاره شده، آستین ها ی چاک چاک شده، شلوار و کت خاک آلود شده و ....

وااسفا
وااسلاما
وا محمدا

کجاست روح غیرتمندی که از درد این غم جانکاه بمیرد؟

چه فحاشی هایی که شنیدم و چه الفاظی که ای کاش هرگز نمی شنیدم. برخورد های تند و زننده و اعمال خشونت بر علیه زنان معلم و مردان معلم.

آری اینها را دیدم.
پیرمردان و پیر زنان عرصه دانش را که به اسارت گرفته بودند، دیدم.

تا ساعت 13 تمام افراد دستگیر شده را که در آن خرابه نگهداری می شدند از آن خارج نمودند تعدادی از زنان را آزاد کردند و تعدادی را هم بردند. مردان را هم دسته دسته کردند و با اتوبوس شرکت واحد زودتر از بنده و چند نفر معلم همراهم به آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی بردند. حیات بزرگ بازداشتگاه اداره آگاهی محل انتظار برای ورود به بازداشتگاه بود بنده که آخرین نفر بودم شماره 151 را داشتم . پس از نوشتن اسامی به همراه مشخصات کامل و تلفن و ... ما را به محوطه هوا خوری بازداشتگاه بردند. کمبود امکانات رفاهی، نبود موکت و فرش کافی برای نشستن، هوای سردآخرین روزهای زمستان و برخی رفتار ها ی بی ادبانه نسبت به مقام معلم، اعتراض معلمان بازداشت شده را موجب شده بود. فریاد ها ی الله اکبر و صلوات های پی در پی نشانه ای از این اعتراضات بود. اما آنچه واقعا زیبا بود روحیه بسیار عالی و شاد و خندان و مهربان معلمان بود.

بالاخره غروب بود که دو نفر قاضی آمدند. ابتدا باید برگ بازجویی را پاسخ می گفتیم .

 اتهام ما اختشاش ، اقدام علیه امنیت ملی و تمرد بود. از 151 نفر مردی که در بازداشتگاه آگاهی تهران بودیم برای 35 نفر قرار بازداشت در زندان اوین صادر شد و ما بقی با قید کفالت های 2 و 5 و 6 و 7 میلیون تومانی آزاد شدند .

 از ساعت 13 یا 13:30 که نهار داده بودند، معلمان جز آب خنک چیز دیگری نداشتند که بخورند. قضاوت ها ی چند دقیقه ای قضات انجام شد. پاسخ های محکم و استوار معلمان هر یک بسیار گفتنی و شنیدنی است.
بامداد روز پنجشنبه 24 اسفند 85 آغاز شده بود که از اداره آگاهی به طرف زندان اوین حرکت کردیم. یک اتوبوس شرکت واحد با 34 معلم و یک خبرنگار دستگیر شده و شش نفر مامور و سه بیز الگانس و چند ماشین و موتور که گرداگرد ما می گشتند.

 در حدود ساعت 1 بامداد وارد زندان اوین شدیم. در زیر زمین ساختمان ورودی تفتیش و جست و جوی بدنی ما انجام شد. وسایلی از قبیل تلفن وپنل ضبط را تحویل گرفتند. عکس یادگاری زندان را هم گرفتند.

 

تنها چند سوال در اذهان معلمان قوی ودل شاد وجود داشت. همین طور که در مینی بوس منتظر نشسته بودیم می پرسیدند:
مگر معلم چه کار کرده که باید زندانی شود ؟
مگر ما چه کرده بودیم که سزاوار آن رفتار ها ی خشونت آمیز بوده باشیم ؟
آن لباس شخصی ها خودشان زن و بچه نداشتند؟
آیا آنها داستان زندگی فاطمه الزهرا (س) را نشنیده بودند ؟
مگر دین نداشتند؟
اگر دین نداشتند لااقل چرا آزاده نبودند؟
این چه رفتاری بود که با زنان و مردان معلم کردند؟

پس از عبور از کنار، ساختمان ورزشگاه در حال ساخت، هتلینگ، سالن ملاقات ها و زمین بازی و ... از درب ورود به بخش زندان ها عبور کردیم و به طرف دامنه کوه بالا رفتیم. بند 205 محل قرنطینه ما بود. دور تا دور آن دیوارهای بلند و به طبقه چهارم راهنمایی شدیم و هر سه نفر سه نفر در یک سلول اسکان یافتیم. ساعت 3 بامداد بود و ما گرسنه و تشنه.

 در حدود 14 ساعت بود که غذایی نخورده بودیم.

پنجشنبه 24 اسفند 85 – زندان اوین

هم سلولی های بنده، استادان ارجمند آقایان مهندس محمد علی شکیب دبیر فیزیک و محمد محمدی محقق و نویسنده و صاحب چند عنوان کتاب و دبیر عربی و علوم قرآنی بودند.
مباحث بسیاری در باب تفکر و تعقل در خلقت و علوم طبیعی و علوم اسلامی و دینی و روش های تدریس خلاقانه مطرح شد.
بعد از ظهر هم از تمام انگشتانمان اثر انگشت گرفتند.

 شب مرا به سلول شمار ه 1 بردند نزد آقایان جلیل تبیان مدرس مکانیک و محمد قاسم شفیعی مدرس ریاضی .
آقای رسول بداقی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران را هم پس از شناسایی شبانه به محل دیگری بردند.

جمعه 25 اسفند :

استحمام و صبحانه نان و پنیر.
آقایان سید صاحب
انوشه و خاکبازان که هردو رزمنده دفاع مقدس بوده اند نیازمند درمان ویژه پزشکی هستند اما خبری از پزشک نیست. آقای خاکبازان هر روز باید چهار قرص مخصوص بیماران شیمیایی مصرف کند در صورتیکه اجازه نمی دهند قرص ها یی را که همسرشان تا درب زندان آورده به این معلم جانباز برسد. ایشان از نبود کپسول اکسیژن در رنج بود بالاخره آخر شب بود که به بهداری رفتند و آنجا اکسیژن استنشاق کردند.
شبانگاه به خانواده ها هم تلفن کردیم . قرار شد که فردا بروند دادگاه انقلاب و وثیقه بگذارند تا قرار آزادی صادر شود.

شنبه 26 اسفند

مطالعه، گفت و گو ، قرائت قران و ذکر خاطرات روز دستگیری و تلفن مجدد به خانواده ها .
ساعت 17 برگ ترخیص آمد و بعد از غروب در حدود ساعت 20 از زندان خارج شدیم .

 چگونه می توانم  خدای متعال را به خاطر کسب این تجربیات گران قیمت شکر کنم؟

خبرنگار هفته نامه قلم معلم

برخی دیگر از اخبار :

   در سه روزی که در زندان اوین بودیم بازجویی نشدیم و یا هتک حرمت واضحی در کار نبود اما مریضان ما با دردها ساختند و سوختند به عنوان مثال تا آخرین لحظه هم قرص و کپسول اکسیژن به آقای خاکبازان نرسید.

یکی از آقایان معلم که در جریان دستگیری جلوی خانه ملت و ورود به آن خرابه روبروی درب شمالی مجلس به شدت مورد ضرب و شتم ناجوانمردانه قرار گرفته بود اندامش ضرب دیده و کوفته شده بودند.

 بنده شاهد بودم که از هر طرف نیروهای امنیتی بر سر و رویش ریختند و او را زدند و نقش بر زمین کردند. ایشان در این باره می گفت :" بدن کوفته مرا آرام آرام به داخل ساختمان بردند و از من عکس گرفتند. بعد دیدم که یکی از آنها برای ساکت کردن زنی که داشت جیغ می زد و ناراحتی می کرد گفت: " ساکت می شوی یا بیایم ................................ ."

آنقدر ناراحت شدم که گفتم : شما ها مگه دین ندارید؟

شما از کجا آمده اید ؟

شما اصلا ایرانی هستید ؟

باز هم شروع کرد به فحاشی به ناموس مردم. بلند شدم و با آنها بزن بزن کردم. چندین چند مامور ریختند سرم و به چشمانم گاز اشک آور زدند. دیگه جایی را نمی دیدم افتادم روی زمین معلم ها هم فریاد می زدند که :" رهایش کنید ، ولش کنید "

آنهاهم می زدند. لگدی که توی کمرم زدند کاری کرده که هنوز دارم می لنگم و کمرم درد می کند اما ما به همه آنها نشان دادیم که اصلا ازشون نمی ترسیم. این درس را به آنها دادیم که هزاران نفر نیرو هم که بیاورید ما از شما نمی ترسیم. معلم تو سری خور نیست. معلم شجاع است و با غیرت. معلم ناموس دارد و شرف. "

 

سید صاحب انوشه بامتانت و آرامش می گفت : " جدم حضرت عباس است . سپردمشان به حضرت عباس ، خودش داد مرا از اینها بگیرد . توی گوش من می زنند ؟

بنده ای که برای ناموس این کشور و برای حفظ دین جنگیدم و ترکش توی بدنم است . آیا جرم من معلمی است ؟

 

 محمود قربانی از دیگر بازداشت شدگان بود او می گفت : هشت سال عمرمان را در جبهه گذراندیم ، ما کجا و زندان اوین کجا. اما من ناراحت نیستم، خوشحا ل هم هستم آمدم واین مسائل را دیدم و این تجربیات را کسب کردم.

 

 

 

یک  از سربازان وظیفه زندان می گفت: آقا ما شرمنده ایم، همه ما شرمنده ایم که شما را این طرف و آن طرف می بریم. ما را ببخشید ما معلم ها را خیلی دوست داریم.

سید کمال زنده دل مردی خوش خنده و قرص و محکم و مهربان در جواب سرباز گفت: نه جانم چرا شرمنده ای ؟ مگه ما که آمدیم اینجا شرمنده ایم ؟ آنهایی شرمنده باشند که آن بی احترامی ها را به معلم  کردند.

 

رزمنده جنگ تحمیلی و معلم منطقه 16  در آن غروب شنبه پیش از آزادی از زندان می گفت:

 " من می خواهم بدانم که این چه جور عدالتی است؟

این چه جور مهرورزی است؟

چطور می توانیم بی تفاوت باشیم؟

نامرد دست روی زن معلم، خانم معلم محجبه بلند کرد.  ؟!!

مگر امام علی (ع) نگفت هر کس از شنیدن این خبر که خلخال از پای زن یهودی باز کرده اند بمیرد جا ی هیچ ملامت نیست؟

ما خودمان دیدیم که زن مسلمان، شیعه و معلم مدرسه را هتک حرمت کردند ناسزا گفتند، چادرش ر ا کشیدند و توی سرش زدند. چگونه می توانیم بی مسئولیت باشیم؟

 

محمد علی شکیب می گفت: اول که دستگیر شدم از خودم سوال می کردم که چرا؟

چرا ما باید بی گناه دستگیر شویم و چه اتهامات بزرگی را هم به ما وارد کرده اند؟

خلاصه کمی ناراحت بودم اما حالا که می بینم سه روز فرصت پیدا کردم که در مباحث علمی و فکری و تحقیقی به کمک استاد محمد محمدی هم سلولی ام کندوکاش علمی کنم و ذهنم را پالایش کنم و پاسخ بسیاری از شبهات را بیابم و مفاهیم مذهبی ام را عمیق تر و اصیل تر درک کنم خیلی راضی و خوشحا ل هستم . خیلی افسوس می خورم به حال کسانی که از این مباحث محروم بودند .

 

همه آزادشدگان از زحمات شبانه روزی فعالان صنفی خارج از زندان در ملاقات با برخی نمایندگان مجلس و مسئولان قوه قضائیه و فعالیت های نمایندگان کانون ها ی صنفی شهرستان ها و به خصوص خانواده ها ی خودشان که با صبر و استقامت و گردهمایی در مقابل دادگاه انقلاب موجبات آزادی آنها را فراهم آورده بودند کمال تشکر را داشتند. به علاوه خواسته فرد فرد ایشان آزادی هرچه سریع تر دیگر فعالان صنفی باقی مانده در زندان های تهران و شهرستان می باشد. آقایان باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران ، محمود بهشتی ، قشقاوی ، رسول بداقی و ...

 

یکی از زندانبان ها در لحظه های خداحافظی به محمد رضا بیگلر خانی معلم شاد و سرزنده می گفت:" آنقدر شماها می خندید و گل می گفتید که من آرزو کردم ای کاش می توانستم می آمدم توی سلول شما ببینم شما چه می گویید که اینقد ر می خندید .

 

خبرنگار

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 22:26  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  | 

مقايسه ي حقوق معلمان و كاركنان بخش هاي صنعتي در چند كشور جهان


علي اكبر باغاني، دبيركل كانون صنفي معلمان، صبح امروز در كلاس درس دستگير شد.
به گزارش ايلنا، امروز ساعت 9:30 سه نفر از ماموران با لباس شخصي به مدرسه راهنمايي "رشد" واقع در منطقه 7 تهران مراجعه كرده و دو نفر از آنها در حياط مدرسه مستقر شده و يك از نفر ماموران مستقيماً به كلاسي كه "باغاني" در حال برگزاري امتحان از دانش‌‏آموزان بود, رفته و با نشان دادن برگه‌‏اي به عنوان حكم جلب، وي را دستگير كرده و از مدرسه بردند.
چنين امري در محيط‌‏هاي آموزشي بي‌‏سابقه است و معمولاً مسائل قضايي معلمان يا دانش‌‏آموزان به صورت محرمانه و از طريق حراست اداره انجام مي‌‏شود.

نام كشور

عنوان

دريافتي بر مبناي دلار

 

 

انگلستان

آموزگار ابتدايي

دبير متوسطه

556

1,108

متوسط حقوق معلمان

832

بخش صنعت

729

نسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت

1/114%

 

 

استراليا

آموزگار ابتدايي

دبير متوسطه

1,666

2,000

متوسط حقوق معلمان

1833

بخش صنعت

2,666

نسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت

8/68%

 

 

كانادا

آموزگار ابتدايي

دبير متوسطه

1,501

1,763

متوسط حقوق معلمان

1,632

بخش صنعت

997

نسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت

7/163%

 

 

ايران

آموزگار ابتدايي

دبير متوسطه

77

87

متوسط حقوق معلمان

82

بخش صنعت

163

نسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت

6/50%

 

 

ژاپن

آموزگار ابتدايي

دبير متوسطه

4,220

4,354

متوسط حقوق معلمان

4,287

بخش صنعت

2,318

نسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت

5/185%

 

 

هلند

آموزگار ابتدايي

دبير متوسطه

2,309

2,929

متوسط حقوق معلمان

2,619

بخش صنعت

1,480

نسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت

0/177%

 

 

نروژ

آموزگار ابتدايي

دبير متوسطه

1,305

1,674

متوسط حقوق معلمان

1,490

بخش صنعت

836

نسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت

2/178%

 

 

سوئد

آموزگار ابتدايي

دبير متوسطه

1,212

1,410

متوسط حقوق معلمان

1,311

بخش صنعت

720

نسبت  متوسط حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت

0/182%

 

اين تحقيق در سال1379از سوي دفتر امور زير بنايي معاونت پژوهشي مجلس شوراي اسلامي صورت گرفته است.

 

عليرغم اينكه در كشور هاي صنعتي و پيشرفته سرمايه گذاري در زمينه ي ماشين با صرفه تر از سرمايه گذاري در زمينه ي نير وي انساني است ،ليكن اطلاعات موجود نشان مي دهد كه در اين گونه كشور ها حقوق و مزاياي معلمان بيشتر از ساير گروه هاي اجتماعي است و به معلمان به عنوان گروه يا طبقه ي ممتاز نگريسته مي شود و براساس همين نگرش حقوق معلمان از كاركنان بخش هاي صنعتي بيشتر مي باشد.

       حقوق معلمان در كشور هاي كانادا  71/63%  ،    ژاپن  5/85% ، هلند 77%  ، نروژ 2/78% و سوئد 82% از  حقوق كاركنان بخش صنعت بيشتر است . اما در ايران اين رابطه معكوس است و متوسط حقوق معلمان ½  كاركنان بخش صنعت مي باشد.

در كشور هاي مندرج در جدول «2» علاوه بر حقوق و مزايا ، امتيازاتي به شرح ذيل پرداخت مي شود:

نام كشور

امتيازات اعطايي به معلمان

 

ژاپن

           پرداخت كمك هاي غير نقدي (بن) ، كمك به عائله و پرداخت سه بار كمك نقدي در سال ( ميزان كمك ها پنج برابر حقوق ماهيانه ي معلم است ). افزون بر اين تسهيلات ، مزايايي نظير بيمه به ميزان قابل توجهي استفاده مي كنند. اين مزايا تحت عنوان مزاياي انجمن هاي معلمان داده مي شود

 

فيليپين، سريلانكا ومصر

حقوق معلمان مدارس دولتي با خصوصي برابر است .

كلمبيا ،قبرس و هند

حقوق معلمان مدارس دولتي بيشتر از مدارس خصوصي است.

 

آلمان

     حقوق معلمان معادل حقوق مدرسين دانشگاهي و شاغل در صنايع توليدي است. هر دو سال يك بار حقوق معلمان افزايش مي يابد . ساعات تدريس موظف آنان كاهش و ميزان حقوق باز نشستگي افزايش يافته است . بر مزاياي بيمه ي آنان به ويژه در مواقع بيماري و بروز حوادث افزوده شده است.

قبرس ، مجارستان ، مالت و آنتاريو

به معلمان بيشتر از حقوق پرداختي به فارغ التحصيلان در بدو ورود شان به بخش خصوصي داده مي شود.

 

پاكستان

    مدرسان نمونه ي هر سال براي مطالعات بيشتر به خارج از كشور، انجام دوره هاي تقويتي و پيشرفته در داخل و خارج كشور.

تايلند

كمك هزينه ي زندگي، مخارج آموزش فرزندان فرهنگيان و حق اولاد.

 

 

 

      در 23 كشور ، معلمان از مسكن رايگان يا مقرري مسكن ، سفر رايگان به محل ماموريت براي خانواده و معلم ، هزينه هاي انتقال ، تسهيلات وام مسكن ، فرصت مطالعاتي منظم ، تعطيلات بيشتر ، وام ماشين و حمل و نقل رايگان براي مقدار معيني كالا در هفته استفاده مي نمايند. 

منبع:فریاد معلمان

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 23:45  توسط کانون صنفی فرهنگیان خراسان  |