این نامه با عناوین مجزا برای مقام معظم رهبری ، آیات عظام و مراجع تقلید حضرات آیات : بهجت ، حسینی شاهرودی ، صافی گلپایگانی ،صانعی ، فاضل لنکرانی ، مکارم شیرازی ، منتظری ، موسوی اردبیلی ، نوری همدانی ، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام ومجلس خبرگان رهبری وروزنامه ها و تمامی خبرگزاریهای داخلی ارسال گردیده است .
باسمه تعالی
محضر مبارک مقام معظم رهبری ، آیات عظام و مراجع تقلید دام عزهم الشریف
از طرف : جمع کثیری از معلمان ایران
سلام علیکم
با درود بی کران بر حضرت مهدی موعود (عج) نجات دهنده ی بشریت از ظلم و ستم و با سلام به شهداء و امام راحل و با عرض ارادت به محضر تمامی بزرگان دین و معرفت ، این ملجاین ملت .
قبل از هر کلام و نوشتار نگاهی به نامه ی حضرت علی ( ع) به مالک اشتر می افکنیم که از اهم حقوق ، حقوق ملت و دولت ( حکومت ) را معرفی می کند . فلسفه ی این حق را دوستی و الفت و ارجمندی دین
می داند و اینکه مردم جز به صلاح حاکمان اصلاح نپذیرند و حاکمان جز به پایداری مردم ، نیکو نگردند ودر قسمت دیگر حقوق متقابل بیعت ، وفاداری به آن ، نصیحت پنهان و آشکار ، اجابت در هنگام دعوت و حضور اطاعت در هنگام فرمان دادن از جمله وظایف ملت و نصیحت ، تعلیم و تربیت و تقسیم بیت المال به شایستگی بین مردم از جمله تکالیف دولت مردان است .
نقش معلمین در آغاز نهضت و حضور در دفاع مقدس همراه با دانش آموزان و شرکت در نماز جمعه و جماعت در معیت دانش آموزان ، همکاری تنگاتنگ در برگزاری انتخابات از اول انقلاب اسلامی تاکنون و تربیت بزرگ مردانی که فرماندهان جبهه و جنگ شدند چون سردار شهید همت و دیگران و حضور فعال در راهپیمایی ها و در دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بر هیچکس پوشیده نیست . آیا آنان در انجام وظایف خود کوتاهی کردند؟
اما جهت ادای تکلیف دینی در محضر بزرگان معرفت لب به شکوه گشوده دادخواهی می کنیم و نتیجه را به خدای بزرگ وا می گذاریم زیرا او بهترین شاهد است که ما گفتیم تا اتمام حجت و رفع تکلیف شود و وظیفه ی دینی و مذهبی خود را در امر به معروف و نهی از منکراین گونه بیان می کنیم .
1- حضور آرام ومنطقی و بدون افراط و تفریط در مقابل مجلس شورای اسلامی همان نصیحت پنهان و آشکار است . (که آیه ی 148 سوره ی نساء فراتر از آن را حق دانسته و اصل 27 قانون اساسی به روشنی این اجازه را داده است )
2- حضور در تمامی صحنه ها از آغاز انقلاب ، دفاع مقدس ، راهپیمایی ها و انتخابات وفاداری به بیعت است .
3- پایداری در صحنه برای این است که معلمان خود را در صلاح حکام می دانند چون می خواهند خود صالح و نیکو بمانند .
4- بی عدالتی را در تحریف خواسته ی معلمین بر خلاف فلسفه و اخلاق دینی و سیاست علی وار می دانند و بر همین اساس از حکومت می خواهند که مردم را در تعلیم و تربیت بر بینش صحیح و روش صادق پی بگیرند .
5- کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته . آیا این جز تاکید بر این است که بی تفاوت نباشیم ؟ آیا این جز حمایت از نظام و هدف خونین شهداست ؟ آیا این جز هشداری بر دولتمردان و مجلسیان است که بدانند فرهیختگان جامعه بر آنها ناظرند؟ و...
6- جامعه ی معلم امر به معروف و نهی از منکر را از وظایف دینی در قالب فردی و اجتماعی خود می دانند .
7- شکوه ی معلم این است که بیت المال آنگونه که حضرت علی ( ع ) فرمودند به شایستگی تقسیم نمی گردد و عدالت اجرا نمی گردد و خلاصه ی کلامشان این است که اگر نیست برای همگان و اگر هست برای همگان .
8- معلمان زیاده خواه نیستند ، دنبال ثروت و جاه نیستند ، برای پر کردن جیب خود نیامدند . بلکه فریادشان بر علیه تبعیض است و بس .
9- وزیر محترم گفته اند کسانی که به دنبال پول و ثروت هستند می توانند از آموزش و پرورش بروند . پاسخ ما این است که به دنبال پول و ثروت نیستیم بلکه به دنبال آنیم که یک زندگی در سطح معمول و آبرومندو شرافتمندانه داشته باشیم . حقی که فرهنگیان طی سالها برای دفاع ازانقلاب همواره از بیان آن امتناع نمودند. تفاوت فاحش حقوق معلمان با سایر کارمندان دولت یک توهم نیست . یک واقعیت تاسف برانگیز ، غیر قابل انکار و قابل تحقیق است . ما می پرسیم آیا وزیر محترم در کشور غنی ایران آموزش و پرورش را محکوم کرده اند که یا معلمانش فقیر بمانند و یا به شغل دیگری بپردازند ؟ راه سوم دادن حقوق واقعی آنان با مدیریت صحیح ازمنابع عمومی کشور است که سایر کارمندان از آن بهره مندند . چه کسی مسئول انتقال مسائل معنوی به آینده سازان وجلوگیری از تهاجم فرهنگی است ؟ یک معلم فقیر شکست خورده در زندگی چگونه می تواند برای فرزندان کشور الگوی مناسبی باشد؟باید دانست که حقوق معلم حقوق نسل آینده ی کشور است .
10- بی توجهی به مسائل اعتقادی با توجه به شعار دقیق و عمیق آموزش وپرورش و بی حرمتی به مقام شامخ نبوت بی توجهی و عدم مدیریت چه کسانی را نشان می دهد؟
11- مراجع عظام به داد اسلام برسید که معلمانی که نگاهشان به سوی شماست و دستشان به سمت شما دراز شده نگرانند که در اثر بی توجهی ، ده سال بعد نسلی بوجود آید بی توجه به آرمانهای نظام ،لائیک ، بی دین ، عقده ای و ... و خداوند عوامل آن را نخواهد بخشید .
12- پیشگامان مذهب جعفری به داد اسلام برسید که قیام مردم در سال 57 برای اجرای احکام اسلام بوده است و هرکس به این هدف مقدس ضربه بزند چه با بی توجهی یا تحریف خواسته ها یا با سرپوش گذاشتن بی مورد، مسئول است و جوابگو. نظام جمهوری اسلامی نظامی مردمی است . برای کسانی که به جای شنیدن صدای اعتراض منطقی معلمانی که قلمشان را به عنوان تنها سلاحشان در مقابل خانه ی ملت بالا گرفتند ، باتوم بر بدن مقدسشان فرود آوردند چه حکمی می توان جاری نمود؟ چرا با نمایندگان این معلمان مذاکره ی منطقی نشد؟
13- -بعضی گفته اند معلمان در هفته 24 ساعت بیشتر کار نمی کنند در حالی که کارمندان هفته ای 44 ساعت ، گرچه سخنی جاهلانه است اما در تمام دنیا کارشناسان امر فعالیت تدریس را برتر ، سخت و پر کار تر از کار اداری می دانند . طبق اعلام یونسکو هر ساعت تدریس برابر 4 ساعت کار مفید است . بسیاری از ما معلمان هر دوی این مسئله را تجربه نموده ایم . وقتی مطالعه ،تحقیق ، طرح سوال ، تصحیح اوراق ، بررسی وضعیت تحصیلی ، ثبت نام ، طرح درس و ... را اضافه می کنیم این زمان بیش از 44 ساعت خواهد شد . در حالی که کارمندان بسیاری از ادارات آموزش و پرورش اضافه کاری تا 175 ساعت دریافت می کنند و عمدتا بیش از 44 ساعت نیز کار نمی کنند و دیگر ادارات قس علی هذا . . معلمان تواني براي بازسازي علمي، روحي و جسمي خويش ندارند چراکه اغلب مجبورند در دو يا چند جا کار کنند .
14- حق ایاب و ذهاب سال پیش یک معلم چهار هزار تومان بود ...!!!؟؟؟؟ برای کل سال نه یک ماه ؟!؟! و همین مبلغ هم در بیشتر استانها پرداخت نمی شود ! معلمان از تمام مزایایی چون حق مسکن ، غذا ، اضافه کار و ... که تمامی کارمندان دریافت می کنند محرومند .
15- آیا گریه ی فرزند معلم و بیماری همسر او و نداشتن پول و گرانی هزینه درمان بیمارستان فرهنگیان و ضعف بیمه واجاره ی خانه و قسط و... که باعث شد اشک در چشمان یک معلم جمع شده باشد را دیده اید؟!
16- آقای حداد عادل نظام هماهنگ را از افتخارات مجلس هفتم می دانست و مدعی بود که فقط ما به این فکر هستیم . یا نمایندگان ما خیلی بی مسئولیت هستند یا از کارشناسی خوبی برخوردار نیستند که نتوانستند از عامل افتخار خود دفاع کنند .
این مدعیان در طلبش بی خبرانند کانرا خبری شد خبری باز نیامد
چه شد آن همه ادعا ؟ متاسفیم
17-دولت با شعار عدالت و رفاه آمد اما چشمی به حمایت جدی و گوشی برای شنیدن خواسته های فرهنگیان و خانواده ی آنان و بازنشستگان نداشته است.
18- سرپوش گذاشتن به اخبار تجمع فرهنگیان و بدتر از آن تحریف این خواسته ها مثل سر در برف کردن کبک است .
19- معیشت و منزلت معلم شعار اصلی است که آن را جدای از دفاع از نظام مقدس جمهوری اسلامی و خون شهدا و حمایت از ولایت فقیه به معنی عمیق و دقیق کلمه نمی دانند .
20-بیشترین تجمع فرهنگیان قریب به پنجاه هزار نفر بود . این انسان های فرهیخته که بعضا گروهی می خواستند جدا از خواسته آنها اعتراضی یا کلامی بگویند از خود طرد می نمودند و آیا اینان قابل مقایسه با .... می باشند ؟
21- معلمان خود را وابسته به هیچ حزب و گروه و دسته نمی دانند ، تحقیر و ضرب وشتم نیز آنها را جدی تر خواهد کرد که از حق خود چشم نپوشند .
22- دولت ووزیر آموزش و پرورش سرشان را بلند نگه دارند که معلمین را گرفتند ، حجاب از سر خانم معلمی برداشتند ، بعضی را کتک زدند و کلمات زننده ای گفتند که قلم و زبان حتی از نقل قول آن شرم دارد.
23- ما از عمل زشت ( فحش رکیک دادن به یک زن محجبه ی معلم ) نسبت به معلم و مخصوصا زن مسلمان بیزاری می جوییم والبته این عمل نسبت به هرکسی سربزند قبیح است چرا که انسان حرمت دارد و قطعا می دانیم که مقام رهبری و مراجع تقلید نیز دلشان به درد خواهد آمد پس به فریاد این ناله ها برسید .
24- بسیاری از معلمان دستگیر شده از فرماندهان زمان جنگ بودند که در همین بازجویی سیلی خوردند و عده ی کثیری رزمنده ی زمان دفاع مقدس و بسیاری نیز هنوز فرماندار تهران بابت همکاری در انتخابات اخیراز ایشان تشکر نکرده بود .
25- جلسه ، اعتصاب ، مصاحبه ، مکاتبه و ... از جمله مسائلی است که هیچکدام حق معلم را به او اعاده نکرد حقی که تمامی کارمندان از آ ن برخوردارند .
26- ای کاش وزیر آموزش و پرورش وزیر نفت بود و از کارمندانش حمایت می کرد .
27- پیش از این اتفاقات خواسته هایی داشتیم که هنوز پا برجاست . اما اکنون با فاجعه ای که رخ داد خواسته های بنیادی تری نیز دازیم که چون پیش شرط مسائل قبلی است بر آنها مقدم است
ارائه ی راه حلی که بتوان در کشور اسلامی نسبت به هر بی عدالتی در چهارچوب قوانین انتقاد و اعتراض کرد و ضرب و شتم و فحش و تبعید و آزار و زندان و عدم امنیت شغلی ندید . این که بتوان از ملجا قانونی عدالت خواهی کرد . این که مسببین و عاملین ضرب و جرح و زندانی کردن و هتک حرمت و اقدامات غیر قابل توصیف پیش از زندان به دقت شناسایی و محاکمه و تنبیه شوند و از ضربه دیدگان این حادثه دلجوئی شود و اگر غیر از این باشد همگی در پیشگاه خداوند مسئولیم که گفته شده هر کس ندای دادخواهی مسلمانی را بشنود که فریاد می زند و بی تفاوت باشد مسلمان نیست .
28- ما ردیکباره و بر خلاف قول قبلی لایحه ی مدیریت خدمات کشوری را که مسئولین سالها آن را به عنوان راه حلی برای رفع تبعیض به ما ارائه نموده بودند و معلمان تلاش کردند تا با تصویب آن روزنه ای به سوی احقاق حقوق خود به دست بیاورند محکوم می کنیم . امید داشتیم از این طریق اختلاف بسیار تبعیض آمیز حقوق معلمان و پرسنل شاغل و بازنشسته ی آموزش و پرورش با سایر بخش های دولت رفع گردیده و این عزیزان بتوانند با وضعیت اقتصادی موجود زندگی آیرومندانه ای داشته باشند .
29- همکاران ما در صنف معلمان پس از آن که 14 تا ۱۷روز ایام عید را در زندان اوین گذراندند با وثیقه های سنگین ۵ و۳۰ و ۵۰ میلیونی و با پرونده ی باز آزاد شدند. سوال این است . جرم آنها چه بوده است ؟ آیا جز عدالت خواهی؟! مگر چه خواستند؟ و مگر چه گفتند که سزاوار چنین عقوبتی شدند؟!!؟ فعالان صنفی به مصداق حدیث ( من اصبح و لم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم ) با ایثار و شهامت برای احیای حقوق دیگران تلاش می کنند . ایجاد امنیت شغلی برای آنان لازم است تا در یک فضای باز و سالم با رعایت تمام اصول اسلامی به وظایف خویش بپردازند و دشمنان انقلاب اسلامی نتوانند از خواسته های به حق مردم سوء استفاده کنند . با قاطعیت اعلام می کنیم نه نگاهی به آن سوی مرزها داریم ، نه وطن فروشیم ، نه از بیگانه پول گرفته ایم . فعالان صنفی ما خود از مبارزین انقلاب و جبهه و جنگ بوده اند .همه ی این تلاش ها برای آن است که کشوراسلامیمان آزاد و سربلند باشد و در این راه کوشش خواهیم کرد . دیگر اینکه برخورد با اعتراضات نهادهای مدنی که در حال پی گیری قانونی خواسته های همکاران خود هستند و ایجاد جلسات ارعاب و ضرب و شتم و زندان و تهدید به جای مذاکره با آن ها در جامعه چه نتیجه ای را به دنبال خواهد داشت؟ چرا رسانه ها خواسته های معلمان را منعکس نکردند؟
30- خلاصه ی کلام این نوشته هیچ اثری که نبخشد سندی است که بی تاثیر نخواهد بود ولو در آینده موجب این خواهد بود که ما خود را از نظام مقدس جمهوری اسلامی جدا نمی دانیم و از حقوق خود دفاع خواهیم کرد ولوچون ابوذر در غربت به آغوش مرگ رویم .
31 – با امید به آنکه در آینده در مقابل سخن و پیام به حق معلمین به جای برخورد با آنان حاضر به شنیدن پیام نمایندگان صنفی آنان که هیچ شائبه ی سیاسی ندارند باشیم . انشاء الله در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی با پی گیری و دلجویی از معلمان آزرده خاطر و احقاق حقوق از دست رفته فرهنگیان و تایید خواسته های منطقی و صنفی آنان ،شامل رشد و توسعه ی فرهنگی کشور عزیزمان ایران شکوهمند باشیم . انشاء الله خداوند همه ی خادمین به اسلام و قرآن را حمایت و موفق نماید .
با تقدیم احترام
جمع کثیری از فرهنگیان کشور
به ضمیمه گزارش دو تن از شاهدان عینی ماجرا تقدیم می گردد .
ضمیمه 1
معلمان و زندان اوین
دستگیری گسترده معلمان در تهران در روز چهارشنبه 23 اسفند 85 از جلوی مجلس شورای اسلامی
تشکل های صنفی فرهنگیان از سال 78 حرکت جمعی خود را به صورت مستقل وغیر دولتی با شتاب بیشتری آغاز کردند و تا به امروز دست آورد ها ی موفقیت آمیز زیادی داشته اند. فرهنگیان در ادامه فعالیت های صنفی خود و با توجه به عدم التفات مسئولان به مطالبات معلمان و نیز سبک شمردن نمایندگان برگزیده آنان و بازداشت تنی چند از آنها در تهران و شهرستان ها به صورت خود جوش در اقدامی کاملا صنفی و قانونی تصمیم گرفتند روز چهارشنبه در برابر خانه ملت گرد هم آیند. اما روز چهارشنبه 23 اسفند 85 چه اتفاقاتی رخ داد ؟
معلمان دستگیر شده چه کسانی بودند؟ تعداد آنها به چند نفر می رسید؟
واقعا چه کسانی امنیت ملی کشور را به خطر انداخته بودند؟
در زندان اوین بر معلمان چه گذشت؟
بنده خبر نگار هفته نامه قلم معلم این سعادت را داشتم که در این مراحل گوناگون همراه معلمان باشم. در نوشتن اخبار:
1. سعی کرده ام که به نوشتن آنچه با چشمان خود دیده ام بپردازم، با اینکه برخی مطالب به کرات از شاهدان عادل نقل می شد از ذکر آنها پرهیز کرده ام.
2. ممکن است که پس از درج این خبر ، مدعی العموم ، نیروی انتظامی ، نیروهای امنیتی و... به شاکیان پرونده بنده اضافه گردند ولی آنچه خود دیده ام را نمی توانم کتمان کنم. نمی توانم آنچه وجدانم را می گدازد و می سوزاند را پنهان کنم " ولا تلبسوا الحق بالباطل و تکتموا الحق و انتم تعلمون"
سوره بقره آیه 43
چگونه می توان آن حقوق تضییع شده را دید و دم بر نیاورد؟
3. آنجا که قلمم از نوشتن شرم داشته نقطه چین ....... گذاشته ام.
خدایا چنانچه تنها بمانم و از شاهدی برای نوشتارم بپرسند چه بگویم؟ " قل کفی باالله شهیدا بینی و بینکم انه کان بعباده خبیرا بصیرا "
سوره بنی اسرائیل آیه 96
معلمان ، از خانه ملت تا زندان اوین
چهارشنبه 23 اسفند 85 روز تجمع نیروهای انتظامی و امنیتی بود نه تجمع معلمان. خصوصا جلوی درب شمالی مجلس که محل ازدهام نیروهای انتظامی بود. خیابان های بهارستان و جمهوری و تمام خیابان های اطراف مجلس پر بود از نیروهای انتظامی و امنیتی. خانه خرابه بزرگی که جلوی درب شمالی خانه ملت است محل نگهداری تعدادی از معلمان دستگیر شده بود.
بنده خبرنگاری هستم که به زور و اجبار نیروهای لباس شخصی دستگیر شدم. کارت خبرنگاری و دوربین عکاسی ام د ر حالی ضبط شد که هیچ مدرک قانونی ارائه نکردند و حتی رسیدی هم به من داده نشد. به لطف خدای مهربان این سعادت را داشتم که به عنوان خبر نگار در بطن ماجرا همراه خبر سازان باشم.
ساعت در حدود 10 بود که مرا وارد آن خرابه کردند در حدود 100 نفر سرباز وظیفه، 50 عدد موتور سیکلت به همراه راکب ، تعدادی از نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی، دو خودرو پلیس زن و تعدادی از نیروها ی لباس شخصی خرابه را پر کرده بودند. طبقه اول ساختمان مخروبه انتهای حیاط، محل نگهداری موقت معلمان زن و مرد دستگیر شده بود.
در حالیکه تعدادی را با اتومبیل پلیس، اتوبوس شرکت واحد و وسایل نقلیه دیگر برده بودند. از همان اوایل صبح دستگیری ها شروع شده بود (7:30 صبح) در میان دستگیر شدگان خانم خانه دار، راننده آژانس، پیک موتوری و دانشجو نیز دیده می شد.
از اینکه می توانستم به عنوان خبر نگار، خبرسازان را همراهی کنم خوشحال بودم. معلمان مهربان، اساتید درس های ایثار و شجاعت و شهادت و دفاع از حق و حقیقت بودند.
هر از چند گاهی درب بزرگ خرابه باز می شد و فردی یا افراد ی را به داخل می کشاندند. من به چشم خود دیدم که زنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند. برخی از نیروها ی لباس شخصی الفاظی را به کار بردند که قلم از نوشتن آن شرم دارد. برای دستگیری خانم محجبه ای که مقاومت می کرد و به راحتی وارد خرابه نمی شد چادر از سرش کشیده شد.
بنده دیدم که مردان قوی هیکل لباس شخصی زنان معلم و مردان معلم را از خیابان و پیاده رو به زور و اجبار به داخل خرابه می کشیدند وزنان را به دست پلیس زن می سپردند و مردان را روانه طبقه اول ساختمان می کردند. چهره های گلگون معلمان، خبر از ضرب سیلی ها و باتوم ها داشت. لباس ها ی پاره پاره شده، آستین ها ی چاک چاک شده، شلوار و کت خاک آلود شده و ....
وااسفا
وااسلاما
وا محمدا
کجاست روح غیرتمندی که از درد این غم جانکاه بمیرد؟
چه فحاشی هایی که شنیدم و چه الفاظی که ای کاش هرگز نمی شنیدم. برخورد های تند و زننده و اعمال خشونت بر علیه زنان معلم و مردان معلم.
آری اینها را دیدم.
پیرمردان و پیر زنان عرصه دانش را که به اسارت گرفته بودند، دیدم.
تا ساعت 13 تمام افراد دستگیر شده را که در آن خرابه نگهداری می شدند از آن خارج نمودند تعدادی از زنان را آزاد کردند و تعدادی را هم بردند. مردان را هم دسته دسته کردند و با اتوبوس شرکت واحد زودتر از بنده و چند نفر معلم همراهم به آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی بردند. حیات بزرگ بازداشتگاه اداره آگاهی محل انتظار برای ورود به بازداشتگاه بود بنده که آخرین نفر بودم شماره 151 را داشتم . پس از نوشتن اسامی به همراه مشخصات کامل و تلفن و ... ما را به محوطه هوا خوری بازداشتگاه بردند. کمبود امکانات رفاهی، نبود موکت و فرش کافی برای نشستن، هوای سردآخرین روزهای زمستان و برخی رفتار ها ی بی ادبانه نسبت به مقام معلم، اعتراض معلمان بازداشت شده را موجب شده بود. فریاد ها ی الله اکبر و صلوات های پی در پی نشانه ای از این اعتراضات بود. اما آنچه واقعا زیبا بود روحیه بسیار عالی و شاد و خندان و مهربان معلمان بود.
بالاخره غروب بود که دو نفر قاضی آمدند. ابتدا باید برگ بازجویی را پاسخ می گفتیم .
اتهام ما اختشاش ، اقدام علیه امنیت ملی و تمرد بود. از 151 نفر مردی که در بازداشتگاه آگاهی تهران بودیم برای 35 نفر قرار بازداشت در زندان اوین صادر شد و ما بقی با قید کفالت های 2 و 5 و 6 و 7 میلیون تومانی آزاد شدند .
از ساعت 13 یا 13:30 که نهار داده بودند، معلمان جز آب خنک چیز دیگری نداشتند که بخورند. قضاوت ها ی چند دقیقه ای قضات انجام شد. پاسخ های محکم و استوار معلمان هر یک بسیار گفتنی و شنیدنی است.
بامداد روز پنجشنبه 24 اسفند 85 آغاز شده بود که از اداره آگاهی به طرف زندان اوین حرکت کردیم. یک اتوبوس شرکت واحد با 34 معلم و یک خبرنگار دستگیر شده و شش نفر مامور و سه بیز الگانس و چند ماشین و موتور که گرداگرد ما می گشتند.
در حدود ساعت 1 بامداد وارد زندان اوین شدیم. در زیر زمین ساختمان ورودی تفتیش و جست و جوی بدنی ما انجام شد. وسایلی از قبیل تلفن وپنل ضبط را تحویل گرفتند. عکس یادگاری زندان را هم گرفتند.
تنها چند سوال در اذهان معلمان قوی ودل شاد وجود داشت. همین طور که در مینی بوس منتظر نشسته بودیم می پرسیدند:
مگر معلم چه کار کرده که باید زندانی شود ؟
مگر ما چه کرده بودیم که سزاوار آن رفتار ها ی خشونت آمیز بوده باشیم ؟
آن لباس شخصی ها خودشان زن و بچه نداشتند؟
آیا آنها داستان زندگی فاطمه الزهرا (س) را نشنیده بودند ؟
مگر دین نداشتند؟
اگر دین نداشتند لااقل چرا آزاده نبودند؟
این چه رفتاری بود که با زنان و مردان معلم کردند؟
پس از عبور از کنار، ساختمان ورزشگاه در حال ساخت، هتلینگ، سالن ملاقات ها و زمین بازی و ... از درب ورود به بخش زندان ها عبور کردیم و به طرف دامنه کوه بالا رفتیم. بند 205 محل قرنطینه ما بود. دور تا دور آن دیوارهای بلند و به طبقه چهارم راهنمایی شدیم و هر سه نفر سه نفر در یک سلول اسکان یافتیم. ساعت 3 بامداد بود و ما گرسنه و تشنه.
در حدود 14 ساعت بود که غذایی نخورده بودیم.
پنجشنبه 24 اسفند 85 – زندان اوین
هم سلولی های بنده، استادان ارجمند آقایان مهندس محمد علی شکیب دبیر فیزیک و محمد محمدی محقق و نویسنده و صاحب چند عنوان کتاب و دبیر عربی و علوم قرآنی بودند.
مباحث بسیاری در باب تفکر و تعقل در خلقت و علوم طبیعی و علوم اسلامی و دینی و روش های تدریس خلاقانه مطرح شد.
بعد از ظهر هم از تمام انگشتانمان اثر انگشت گرفتند.
شب مرا به سلول شمار ه 1 بردند نزد آقایان جلیل تبیان مدرس مکانیک و محمد قاسم شفیعی مدرس ریاضی .
آقای رسول بداقی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران را هم پس از شناسایی شبانه به محل دیگری بردند.
جمعه 25 اسفند :
استحمام و صبحانه نان و پنیر.
آقایان سید صاحب انوشه و خاکبازان که هردو رزمنده دفاع مقدس بوده اند نیازمند درمان ویژه پزشکی هستند اما خبری از پزشک نیست. آقای خاکبازان هر روز باید چهار قرص مخصوص بیماران شیمیایی مصرف کند در صورتیکه اجازه نمی دهند قرص ها یی را که همسرشان تا درب زندان آورده به این معلم جانباز برسد. ایشان از نبود کپسول اکسیژن در رنج بود بالاخره آخر شب بود که به بهداری رفتند و آنجا اکسیژن استنشاق کردند.
شبانگاه به خانواده ها هم تلفن کردیم . قرار شد که فردا بروند دادگاه انقلاب و وثیقه بگذارند تا قرار آزادی صادر شود.
شنبه 26 اسفند
مطالعه، گفت و گو ، قرائت قران و ذکر خاطرات روز دستگیری و تلفن مجدد به خانواده ها .
ساعت 17 برگ ترخیص آمد و بعد از غروب در حدود ساعت 20 از زندان خارج شدیم .
چگونه می توانم خدای متعال را به خاطر کسب این تجربیات گران قیمت شکر کنم؟
خبرنگار هفته نامه قلم معلم
برخی دیگر از اخبار :
در سه روزی که در زندان اوین بودیم بازجویی نشدیم و یا هتک حرمت واضحی در کار نبود اما مریضان ما با دردها ساختند و سوختند به عنوان مثال تا آخرین لحظه هم قرص و کپسول اکسیژن به آقای خاکبازان نرسید.
یکی از آقایان معلم که در جریان دستگیری جلوی خانه ملت و ورود به آن خرابه روبروی درب شمالی مجلس به شدت مورد ضرب و شتم ناجوانمردانه قرار گرفته بود اندامش ضرب دیده و کوفته شده بودند.
بنده شاهد بودم که از هر طرف نیروهای امنیتی بر سر و رویش ریختند و او را زدند و نقش بر زمین کردند. ایشان در این باره می گفت :" بدن کوفته مرا آرام آرام به داخل ساختمان بردند و از من عکس گرفتند. بعد دیدم که یکی از آنها برای ساکت کردن زنی که داشت جیغ می زد و ناراحتی می کرد گفت: " ساکت می شوی یا بیایم ................................ ."
آنقدر ناراحت شدم که گفتم : شما ها مگه دین ندارید؟
شما از کجا آمده اید ؟
شما اصلا ایرانی هستید ؟
باز هم شروع کرد به فحاشی به ناموس مردم. بلند شدم و با آنها بزن بزن کردم. چندین چند مامور ریختند سرم و به چشمانم گاز اشک آور زدند. دیگه جایی را نمی دیدم افتادم روی زمین معلم ها هم فریاد می زدند که :" رهایش کنید ، ولش کنید "
آنهاهم می زدند. لگدی که توی کمرم زدند کاری کرده که هنوز دارم می لنگم و کمرم درد می کند اما ما به همه آنها نشان دادیم که اصلا ازشون نمی ترسیم. این درس را به آنها دادیم که هزاران نفر نیرو هم که بیاورید ما از شما نمی ترسیم. معلم تو سری خور نیست. معلم شجاع است و با غیرت. معلم ناموس دارد و شرف. "
سید صاحب انوشه بامتانت و آرامش می گفت : " جدم حضرت عباس است . سپردمشان به حضرت عباس ، خودش داد مرا از اینها بگیرد . توی گوش من می زنند ؟
بنده ای که برای ناموس این کشور و برای حفظ دین جنگیدم و ترکش توی بدنم است . آیا جرم من معلمی است ؟
محمود قربانی از دیگر بازداشت شدگان بود او می گفت : هشت سال عمرمان را در جبهه گذراندیم ، ما کجا و زندان اوین کجا. اما من ناراحت نیستم، خوشحا ل هم هستم آمدم واین مسائل را دیدم و این تجربیات را کسب کردم.
یک از سربازان وظیفه زندان می گفت: آقا ما شرمنده ایم، همه ما شرمنده ایم که شما را این طرف و آن طرف می بریم. ما را ببخشید ما معلم ها را خیلی دوست داریم.
سید کمال زنده دل مردی خوش خنده و قرص و محکم و مهربان در جواب سرباز گفت: نه جانم چرا شرمنده ای ؟ مگه ما که آمدیم اینجا شرمنده ایم ؟ آنهایی شرمنده باشند که آن بی احترامی ها را به معلم کردند.
رزمنده جنگ تحمیلی و معلم منطقه 16 در آن غروب شنبه پیش از آزادی از زندان می گفت:
" من می خواهم بدانم که این چه جور عدالتی است؟
این چه جور مهرورزی است؟
چطور می توانیم بی تفاوت باشیم؟
نامرد دست روی زن معلم، خانم معلم محجبه بلند کرد. ؟!!
مگر امام علی (ع) نگفت هر کس از شنیدن این خبر که خلخال از پای زن یهودی باز کرده اند بمیرد جا ی هیچ ملامت نیست؟
ما خودمان دیدیم که زن مسلمان، شیعه و معلم مدرسه را هتک حرمت کردند ناسزا گفتند، چادرش ر ا کشیدند و توی سرش زدند. چگونه می توانیم بی مسئولیت باشیم؟
محمد علی شکیب می گفت: اول که دستگیر شدم از خودم سوال می کردم که چرا؟
چرا ما باید بی گناه دستگیر شویم و چه اتهامات بزرگی را هم به ما وارد کرده اند؟
خلاصه کمی ناراحت بودم اما حالا که می بینم سه روز فرصت پیدا کردم که در مباحث علمی و فکری و تحقیقی به کمک استاد محمد محمدی هم سلولی ام کندوکاش علمی کنم و ذهنم را پالایش کنم و پاسخ بسیاری از شبهات را بیابم و مفاهیم مذهبی ام را عمیق تر و اصیل تر درک کنم خیلی راضی و خوشحا ل هستم . خیلی افسوس می خورم به حال کسانی که از این مباحث محروم بودند .
همه آزادشدگان از زحمات شبانه روزی فعالان صنفی خارج از زندان در ملاقات با برخی نمایندگان مجلس و مسئولان قوه قضائیه و فعالیت های نمایندگان کانون ها ی صنفی شهرستان ها و به خصوص خانواده ها ی خودشان که با صبر و استقامت و گردهمایی در مقابل دادگاه انقلاب موجبات آزادی آنها را فراهم آورده بودند کمال تشکر را داشتند. به علاوه خواسته فرد فرد ایشان آزادی هرچه سریع تر دیگر فعالان صنفی باقی مانده در زندان های تهران و شهرستان می باشد. آقایان باغانی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران ، محمود بهشتی ، قشقاوی ، رسول بداقی و ...
یکی از زندانبان ها در لحظه های خداحافظی به محمد رضا بیگلر خانی معلم شاد و سرزنده می گفت:" آنقدر شماها می خندید و گل می گفتید که من آرزو کردم ای کاش می توانستم می آمدم توی سلول شما ببینم شما چه می گویید که اینقد ر می خندید .
خبرنگار